تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 584

مساهمون:

ص٥٨٤
جاى دادن وى در منزلى قابل ، نامه‌اى را ، حاكى از وضع همايون شاه ، همراه مسرعى تيزرو روانهء هرات كرد تا محمّد خان تكلو ، حاكم هرات ، را باخبر كند . وى در اين نامه مىنويسد : « حضرت پادشاه از پى استمداد ، داعيه دارد كه به درگاه سلاطين‌پناه حضرت شاه رود ؛ چه ؛ با آن حضرت معدودى چندند كه عدد ايشان به پنجاه نمىرسد و همه بىيراق و ضعيف اگر مصلحت باشد حضرت مشاراليه را به دار السّلطنهء هرات آورده از آنجا به جانب ارودى عالى گسيل نموده شود » ( تاريخ شاه طهماسب ، نسخهء خطّى ، ورق 163 ) . 122 ) زمين داور يا زمنداور ، يا داور ، ناحيهء تاريخى بين سجستان و غور است . اين ناحيه عبارت بوده است از درّهء وسيعى كه رود هيرمند از جبال هندوكش تا بست در آن جارى است . بنابر مآخذ اسلامى ، چهار شهر عمده به اسامى درتل يا تل ، درغش ، بغنين ، شروان يا سروان داشته است . هيچ‌يك از شهرهاى مذكور امروز باقى نيست . از شهرى به نام خاش يا خواش نيز در زمين داور نام برده شده ، كه محلّ آن نيز نامعلوم است ، و بعضى آن را از توابع كابل شمرده‌اند ( - دايرة المعارف ) . 123 ) بست : شهرى است ويران در سجستان ، جنوب افغانسان حاليه ، نزديك ملتقاى رود هيرمند با ارغنداب . از دورهء اشكانيان سابقه داشته . در هجوم مغول و سپاهيان امير تيمور شهر بكلّى ويران شد . قلعهء آن را نادر شاه ويران نمود . از بقاياى جالب آن قلعهء بست و لشكرى بازار است ( - دايرة المعارف ) . 124 ) در خصوص نامه‌هاى همايون شاه و جوابهايى كه شاه طهماسب صفوى داده - عبد الحسين نوايى ، « يادى از عظمت ايران » ، يادگار ، س 2 ، ش 1 . 125 ) مراد محمّد خان شرف الدّين اوغلى تكلو است . وى بر خلاف تكلويان ديگر نسبت به طهماسب در نهايت صداقت و وفادارى خدمت نمود . خواهر مادر سلطان
اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 584 | ابو الفضل مبارك / غلام رضا طباطبايى مجد