مىنويسد :
« . . . از بعضىها در آن فطرات اصلًا و قطعاً نام و نشان يافته نشد . از آن جماعه عايشه سلطان بيگم ، دختر سلطان حسين ميرزا ، و بچكا كه خليفه پادشاه بابام بود ، و بيگه جان كوكه ، عقيقه بيگم ، چاند بىبى كه هفتماهه شكم داشت ، و شاد بىبى كه اين هر سه حرمان پادشاه بودند . از اين چند كس اصلًا و قطعاً خبر هم نيافتند كه در آب رفت يا چه شدند . هرچند تفحّص كردند اصلًا معلوم نشد كه چه شدند » ( همايوننامه ، ص 41 ) .
110 ) پس از اتّفاق ناگوار به همايون شاه و حركت وى به سوى آگره ، بنا به قول احمد يادگار ، شپر شاه « به ديوانخانهء عالى آمده بر تخت زرّين جلوس نمود ، و هنگام جلوس دوگانهء شكرانه ادا نمود ، و اين دو بيت گفت :
خدايا توانا تونگر تويى * توانا و درويشپرور تويى
فريدِ حسن را تو شاهى دهى * سپاه همايون بهماهى دهى
و بعد از آن شكر و سپاس بهجا آورده شير شاه عالم خود را خطاب داد » ( تاريخ شاهى ، ص 202 ) . به طورى كه ديده مىشود شير شاه دو بيت شعر شيخ سعدى عليه الرحمه را كه فرموده :
كه پروردگارا توانگر تويى * توانا و درويشپرور تويى
يكى را برآرى و شاهى دهى * دگر را ز شاهى بهماهى دهى
دستكارى كرده و به صورت دلخواه خوانده است .
111 ) سيالكوت : شهرى در پاكستان غربى حدود 105 كيلومترى شمالغرب لاهور . قلعه و شهر سيالكوت در 790 ويران گرديد و به همين حال بود تا معز الدّين محمّد سام آن را از نو بنا نهاد . در نيمهء قرن 17 ميلادى به دست راجپوتها افتاد . در 1849 ميلادى با بقيّهء پنجاب به دست بريتانيا افتاد . آثار جالب آن قلعهء معزّ الدّين محمّد و مقبرهء نانك ( نخستين گوروى سيخها ) است ( - دايرة المعارف فارسى ) .