مىگفت كه هنگام ستردن نقش هستى است نه نگارين ساختن پيشطاق بلندنامى » .
( مآثر الامرا ، ج 2 ، ص 587 ) .
ابو الفيض در رشتههاى مختلف علوم و فنون از جمله معمّا ، عروض ، قافيه ، لغت ، تفسير و خوشنويسى نيز رسالاتى پرداخته است . چنانكه شمار تأليفات او را صد و يك رساله نوشتهاند : « . . . و شاهد قوى بر فضل او تفسير سواطع الالهام « 1 » بىنقطه است كه مير حيد معمّايى تاريخ اتمام آن « سورهء اخلاص » يافته كه هزار و دو است . و ده هزار روپيه صله گرفت . موارد الكلم در اخلاق نيز بىنقطه نوشته . علماى عصر اعتراض كردند كه تا حال هيچكس از فحول علما با ولوع آنها در علوم تفسير بىنقطه ننوشتهاند . شيخ گفت كه هرگاه كلمهء طيّبه - كه ايمان موقوف بر آن است - بىنقطه است ، ديگر كدام دليل فضيلت خواهد بود ؟ » ( مآثر الامرا ، ج 2 ، ص 589 ) .
مرگ وى در 1004 ق ، سال چهلم الهى ، اتّفاق افتاد و « فيّاض عجم » ماده تاريخ فوت وى است . در ايّام بيمارى مكرّر اين بيت را مىخواند :
گر همه عالم به هم آيند تنگ * به نشود پاى يكى مور لنگ
صاحب طبقات اكبرى ضمن برشمردن صفات حميده و كارهاى قلمى وى مىنويسد : « . . . اين فقير را از صغر سن به آن يگانهء عصر نسبت صداقت است . . . » ( طبقات اكبرى ، ج 2 ، ص 487 ) .
4 ) امير فتح اللّه شيرازى از شعراى زمان اكبر است . صاحب تاريخ حسن در شرح او مىنگارد : « شاه ابو الفتح [ كذا ] از علماى ايران صاحب طبع و خوشبيان بود . از ولايت به دكن آمده در مصاحبت اكبر شاه تقرّب حاصل نمود . در سنهء 995 با اردوى پادشاه به كشمير آمده در آنجا توّقف نمود . عاقبت به تب محرقه مبتلى گشته از جهان درگذشت و در مزار شاعران متّصل به پل در گجن بالاى بلندى آسود . اهل شيعه قبر او را مطاف و مرجع خود كردهاند » ( نقش پارسى بر احجار هند ، ص 97 ) . رباعى زير در
هامش
( 1 ) . گويا قاضى نور اللهء شوشترى مؤلف مجالس المؤمنين « توقيعى بر تفسير مهمل شيخ فيضى نوشته كه از حيّز تعريف و توصيف بيرون است » ( منتخب التواريخ ، بداونى ، ج 3 ، ص 137 ) .