شامى اخذ نموده است ، بدون آنكه اشارهاى به مأخذ خود كرده باشد . معهذا اين ظفرنامه بكلّى ظفرنامهء شامى را تحت الشعاع خود قرار داده و شهرت او را منسوخ كرده است . كتاب مذكور به ظفرنامهء تيمورى و ظفرنامهء يزدى شهرت دارد ( - : فرهنگ فارسى ) .
3 ) شيخ ابو الفيض فيضى برادر بزرگ مؤلّف و ملك الشعراى دربار اكبر بود . خود مؤلّف گويد : « غرّهء اسفندارمذ [ سال سى و سيوم الهى ] كيهان خديو برادر راقم اقبالنامه ، شيخ ابو الفيض فيضى را - كه به سال و خردافزون بود - به خطاب ملك الشعرايى روشناس روزگار ساخت » ( اكبرنامه ، ج 3 سنگى ، ص 535 ) . بنا به گفتهء صاحب مآثر الامرا ، وى در سال 954 در آگره متولّد شد : « . . . بهدقت طبع و جودت ذهن از جميع علوم بخشى وافر برداشته ، در حكمت و عربيّت بيشتر تتبّع نموده ، و پزشكى دانش فراپيش گرفته رنجوران تهيدست را چاره مىكرد . ابتدا به ضيق معيشت و تنگى احوال گرفتار بود . روزى بههمراهى پدر نزد شيخ عبد النبى صدر عرش آشيانى [ اكبر شاه ] رفته اظهار حال و استدعاى صد بيگهه مدد معاش نمود . شيخ به تعصّب مذهب او را با پدرش به تشيّع سرزنشها كرده به حقارت از مجلس برخيزاند . . . » ( مآثر الامرا ، ج 2 ، ص 585 ) ، وى سرانجام در سال 987 يعنى هنگامى كه اكبر شاه عازم تسخير قلعهء چيتور بود ( سال دوازدهم الهى ) به دربار وى راه يافت . اكبر نخست سلطان مراد ، پسر دوّم خود ، و سپس سلطان سليم و دانيال را تحت تعليم و تربيت وى قرار داد . وى جزو هيجده نفرى است كه اكبر جهت اختراع و ابداع « دين الهى » از آراى آنان سود جست . ابو الفيض از شعراى طراز اوّل هند بود و همواره فيضى تخلّص مىكرد ، مگر در دو ماه مانده به فوتش ( سال 1004 ) كه تخلّص فيّاضى را برگزيد : « . . . در سال سى و سيوم [ الهى ] خواست كه زمين خمسهء [ نظامى ] را جولانگاه طبع خود سازد . برابر مخزن الاسرار ، مركز ادوار ، به سههزار بيت . مقابل خسرو و شيرين ، سليمان و بلقيس . به جاى ليلى و مجنون ، نل و دمن ، كه از ديرين داستانهاى هندوستان است ، هر يك به چهارهزار بيت . در وزن هفت پيكر ، هفت كشور . و در بحر سكندرنامه ، اكبرنامه ، هر كدام به پنجهزار بيت بر سخته آيد . در كمتر زمانى عنوان پنجنامه با برخى داستان به رشتهء نظم كشيده دل نهاد اتمام نگشت .
اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 550
مساهمون: ابو الفضل مبارك
ص٥٥٠