شرف الدّين على يزدى ؛ تاريخ الحكما ، تأليف شهرزورى ؛ همايون نامه « 1 » يا قانون همايونى ، تأليف خواندمير ؛ و همايون نامه تأليف گلبدن دختر بابر پادشاه بهرهمند مىشود .
و پس از تحصيل اين سه مقصد مهمّ و پديد آمدن اطمينانخاطر از فراهم آمدن مواد اوليهء خلق چنين شاهكار ماندنى « خاطر اخلاصمند » خويش را « به بذل مجهود كارفرماى اين مطالب عالى » مىگرداند .
مؤلّف كه قصد داشته وقايع دوران اكبرى را از به دو تولّد تا زمان مرگ وى در سدههاى مجزا ( سى سال ) به رشتهء تحرير درآورد « 2 » ، در پايان جلد دّوم كه پايان اوّلين سدهء دوران زندگى اكبر شاه ، يعنى از 950 ق . ( زمان تولّد اكبر ) تا 980 ق ، مطابق با هفدهمين سال جلوس وى ، است خاتمهاى نوشته ، و در پايان سدهء دوم ، يعنى از 980 ق . تا سال 1010 ق .
( از سال 17 الهى تا 46 الهى ) نيز در مورد جلد سوم كتاب خويش خاتمهء ديگرى نوشته و آرزو كرده است كه سومين سدهء واقعات دوران اكبرى را بنويسد ؛ ولى به طورى كه از بقيّه متن اكبرنامه و ديگر منابع تاريخى آن دوره برمىآيد به دليل كشته شدنش در 1010 ق ، شروع تأليف سدهء سوم با شكست مواجه مىشود و بقيّه وقايع عمر اكبر شاه ، يعنى چهار سال بقيه ، را محبّعلى خان به شيوهاى نزديك به سبك شيخ ابو الفضل « 3 » تكميل مىكند و خاتمهء شيخ را در آخر كتاب مىآورد .
هامش
( 1 ) . مؤلّف در تأليف وقايع دوران همايون پادشاه مطالب فصل 113 يعنى « . . . شرح بعضى از جلايل مخترعات و قوانين . . . » را كلًا از اين كتاب برداشته است .
( 2 ) . خود مؤلّف در مقدّمهء جلد سوم كتاب حاضر مىنويسد : « چنان بر خاطر صافى پرتوانداز است كه هر سىساله سوانح كشور خداى را جداگانه دفترى نگاشته آيد . . . »
( 3 ) . در خصوص سبك نوشتارى عنايت اللّه در ادامهء همين بحث صحبت خواهد شد .