تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة مقدمه 49

مساهمون:

صمقدمه ٤٩
فروغ راى جهان‌آراى شاهنشاهى پرتو ظهور يافته بود ، دفتر واقعات را به دست » مىآورد « و از آن صحايف دوست ، تحقيق تواريخ بسى از سوانح گرامى » مىنمايد . شيخ ابو الفضل در تنظيم اين « شگرفنامه » از سه منبع مهمّ استفاده مىكند : نخست ، مشهودات : آنچه به چشم خويش ديده عيناً و بدون كم و كاست به رشتهء تحرير مىكشد ؛ دوّم ، مسموعات : آن مطالب را از « ناقلان ثقه » شنيده و پس از شنيدن آن واقعات براى اينكه « ار ديرگاه خانهء نقل خراب است و اختلاف و تناقض در اخبار شايع به آن بسنده نكرده از حضرت شاهنشاهى كه به قوّت حافظهء كامله جزئيات و كليات وقايع و سوانح كه از يك سالگى . . . تا امروز . . . به خاطر اقدس مرتسم دارند ، التماس تصحيح شنوده‌هاى خويش نموده در مجالس متعدّده به صحّت رسانيده و شبهات و شكوك را به گزلك تحقيق و ايقان محو » كرده تا هم ريب و ريايى در صداقت گفتارش رسوخ نكند و هم صدق اين ادعا تحقّق پذيرد كه « . . . از آغاز تا انجام يك حرف به طفيل درنياورده‌ام » ؛ سوم ، اسناد و مدارك : « . . . و مناشير معلى » است كه بنا به گفتهء خود مؤلف « . . . از ابتداى اورنگ‌نشينى تا حال ( 982 ، سال شروع به تأليف ) به حدود اقطاع شرف نفاذ يافته بود ، چه به جنس و چه به نقل به دست درآمد و بسا مضامين مقدّسهء او سرمايهء اين شگرفنامه گشت » و علاوه بر آن مناشير و مدارك ، اضافه مىكند : « و همّت گماشتم كه مسوّدات و بياضهاى هوشمندان خبرت‌گزين فراهم آمد و از آن نيز ذخيره‌اى براى شادابى و سيرابى اين گلشن دوست برگرفتم » . پس از آن ، مؤلّف در جهت هرچه پربار گشتن مطالب كتاب خود ، ضمن استفاده از منابع و مدارك ياد شده ، از كتبى مانند واقعات بابرى ، تأليف ظهير الدين بابر شاه ، تاريخ رشيدى ، تأليف ميرزا حيدر ؛ ظفرنامهء