تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
آن حضرت كه تأييد يافتهء ايزدى و تقويت ديدهء ازلى بودند ، شكوه ميرزا كامران را در نظر نياورده و كلان‌سالى ابراهيم ميرزا را منظور نداشته ، از استماع اين شرط - كه ميرزا آن را سرمايهء خوشى خود گردانيده بود - خوشحال شده ، باعث غم‌افزايى ميرزا گرديدند و به بازوى قدرت - كه به قوّت سماوى مؤيّد و معتضد بود - با وجود صغر سن كه امثال اين امور در آن حالت بس بديع نمايد ، به القاى الهى و تعليم ربّانى بىمحابا دامن بر زده و آستين بالا ماليده شيرمردانه قدم پيش نهادند ، و به قانون بندآموزان كاردان و كشتىگيران استاد درگرفت و گير درآمده ، دست به پايان كمر ابراهيم ميرزا زده [ 227 ] چنان برداشته بر زمين زدند كه غريو از اهل مجلس برخاست ، و از نزديك و دو نعرهء آفرين بلند شد . اين اوّل نقارهء فتح و نصرت حضرت شاهنشاهى ظلّ اللهى بود كه بر سطح قمّهء غبر او زير قبّهء سپهر خضرا نواخته شد . ميرزا كامران كه اين جنگ كشتى را جهت امتحان مآل صحبت كارزار خود با حضرت جهانبانى در ضمير گرفته بود ، از مشاهدهء اين صورت شگون بد گرفته به خود فروريخت ، و هواخواهان و نزديكان حضرت شاهنشاهى گل‌گل شگفته فالهاى خجسته فراگرفتند . آن حضرت نقاره را به زور بازوى اقبال گرفته نواختند . اين صداى دلگشا باعث شادمانى اولياى دولت گشت . ميرزا از بس كه طريق شده بود و فال او را نقش كعبتين بر خلاف مراد نموده ، نسبت به آن قبلهء اقبال فكرهاى ناشايسته و انديشه‌هاى تباه به خاطر راه داد . از آن جمله آن حضرت را كه هنوز هنگام از شير باز گرفتن نشده بود ، فرمود كه از شير باز دارند ؛ از اين غافل كه شيرخوار مرضعهء عنايت ايزدى و كامياب قابلهء تربيت آسمانى را از اين عمل چه ضرر و حراست يافتهء حافظ حقيقى را از اين فكرهاى باطل چه خطر .