تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦

غلبهء حضرت شاهنشاهى در كشتى گرفتن با ابراهيم ميرزا « 1 » و به دستيارى بخت نقارهء اقبال نواختن

چون ميرزا كامران آن سرور آستين گلستان اقبال را در باغ شهرآرا ديد ، از نظارهء پيشانى نورانى آن حضرت كه فرّ دولت و سعادت جاودانى از آن مىتافت - از نامساعدى سعادت درهم شد . و چون ايزد جهان‌آرا مسرّت خاطر اولياى دولت مىخواهد و اسباب شكستگى خاطر و برهمزدگى ظاهر و باطن ميرزا را سرانجام مىدهد ، هرچه ميرزا آن را سرمايهء خوشحالى خود خيال كرد از اسباب ملال او شد ؛ چنانچه در اين‌روز كه ميرزا جشن داشته براى مباهات خود حضرت شاهنشاهى را طلبيده بود اتّفاقاً در آن‌جا نقارهء منقّش براى ابراهيم ميرزا فرزندش به تقريب شب برات ( 158 ) - كه متعارف و معمول است - ترتيب داده آورده بودند . حضرت شاهنشاهى به مناسبت آنكه نقارهء دولت جهانگيرى و كشورگشايى به نام نامى ايشان نواختنى است و كوس ملك‌پرورى و عالم‌آراى بر بام دولتسراى ايشان بلندآوازه ساختنى ، به آن ميل فرمودند . ميرزاى حق‌ناشناس نخواست كه بدهد . به تصوّر آنكه ميرزا ابراهيم به سال از آن حضرت بزرگتر است و به قوّت ظاهرى بيشتر ، گرفتن نقاره را معطّل به شرط زورآزمايى كشتى گرفتن داشت كه هر كه غالب آيد نقاره از او باشد .
هامش
( 1 ) ح : با ميرزا ابو القاسم پسر ميرزا كامران