تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
آورد « 4 » ، و اسبان توپچاق و تازى مقرّر دارد كه به ملازمان خود بدهند كه هيچ زينت سپاهى را از اسب خود بهتر نيست و سروپاى آن هزار كس نيز رنگين و پاكيزه ساخته باشند . و چنين قرار دهند كه چون اين امرا به ملازمت آن حضرت برسند زمين خدمت و عزّت به لب ادب بوسيده ، يك [ به ] يك خدمت نمايند كه در سر سوارى و غيره ناگاه ميان ملازمان امرا و ملازمان آن حضرت گفتگويى واقع نشود و به‌هيچ‌وجه از وجوه آزردگى به نوكران پادشاه نرسد . و در وقت سوارى و كوچ لشكر امرا از دوردور « 5 » در فوج خدمت كنند و نوبت كشك هريك از امراى مذكور كه باشد در نزديكيهاى محلّى كه قرار يافته باشد تردد نمايند و دگنك « 6 » خدمت در دست گرفته به نوعى كه در خدمت پادشاه خود كسى خدمت نمايد ، خدمت كنند . و آنچه نهايت ملاحظه باشد منظور داشته باشد . و به هر ولايت كه برسند همين فرمان را به والى آن ولايت نموده مقرّر دارند كه آن امير خدمت نمايد و مهمانى بدستور به ظهور آورد كه مجموع طعام و حلاوه و اشربه كمتر از يك‌هزار و پانصد طبق نباشد . و خدمت و ملازمت آن سلطنت‌پناه تا مشهد مقدس معلّى مزكّى تعلّق بدان ايالت‌پناه دارد . و چون امراى مذكور به ملازمت رسند هر روز يك‌هزار و دويست طبق الوان - كه لايق خوان پادشاهانه باشد - در مجلس عالى آن پادشاه گرامى كشيده شود . و هريك از امراى مذكور در مهمانى خود نه رأس اسب پيشكش نمايند ، كه سه اسب خاصگى باشد ، ديگرى به امير معظم محمّد بيرام خان بهادر داده شود ، و پنج ديگر به امراى مخصوص به هر كس كه لايق باشد بدهند . و نه اسب تمامى از نظر خجسته اثر گذرانند و ذكر نمايند كه كدام‌كدام اسب از نوّاب كامياب است ، و هريك كه قبل از اين قرار يافته باشد - كه از فلان و فلان امير باشد - بگويند ، كه آن حكايت هرچند بدنماست لايق خواهد بود و بد نخواهد نمود . و بهر دستور كه مقدور باشد ملازمان ركاب ظفر انتساب را مسرور دارند . و آنچه نهايت غمخوارگى و يكجهتى باشد به ظهور آورند ، و خاطر آن جماعت را كه از گردش روزگار ناهموار به قدر غبارى دارد به دلدارى و غمخوارگى - كه در اين
هامش
( 4 ) م : آوردند ( 5 ) م : دو ( 6 ) متن : كتك