شعر
چو اسكندر بود در پادشاهى * به حكمتورزى و دانشپناهى « 8 » .
و آنچه در ضمير الهام ورود او پرتو حضور اندازد موافق عقل و مطابق نفس امر باشد و ابواب نصفت [ 25 ] و معدلت بر روى عالميان گشاده ، در جميع امور حفظ مراتب ديانت و صيانت نمايد ، و در اختراع مبانى عمارات عالى ، كه ملوك گذشته را كمتر دست داده باشد ، همّت بگمارد و در آن عمارات دلپسند به انواع خوشحالى و خرّمى و اصناف آزادگى و بىغمى بگذراند .
از جملهء غرايب آنكه زهره در خانهء عطارد است و عطارد در خانهء زهره . و سه سعادت جمع شده : يكى سعادت مشترى ، دوّم سعادت زهره ، و سيّوم سعادت عطارد كه از سعدين كسب كرده و اين بغايت نادر افتد . و نيّر اعظم عطيهبخش عالم - كه نظامبخش امور جهان و جهانيان است ، على الخصوص كرامتفرماى جلالت و اقتدار و شوكت و اعتبار « 9 » - در خانهء سيّوم در برج ثابت واقع شده ، رفعت و جلالت و عظمت و شوكت موهبت نموده . و چون از هبوط برآمده رو به شرف دارد شرافتش روزافزون ساخته . و چون ناظر است به خانهء نهم كه خانهء سفر است ، همواره در سفر رايات فتح و ظفرش سربلند بوده از آسيب و آشوب زمان در كنف حفظ و حراست روشنىبخش جهان باشد .
و خانهء سيوم كه با اقربا نسبت يافته عقرب است از اقارب عقارب خبر داده .
و زحل در آنجا آن نزديكان دور را به نحوست و نكابت به هاويهء ضلالت و هلاكت رسانيده . و قوس و تدرابع است و آن خانهء عواقب كارها . و مشترى كه صاحب اوست ، نظر تسديس دارد و متصّل است به عطارد مسعود و در حدِّ خود و مثلثهء خود اوست . در هر كارى توجّه فرمايد به آسانترين روشى انصرام يابد و عاقبت كارش به كامروايى باشد .
هامش
( 8 ) اين بيت از زيادات ن و ط است .
( 9 ) م : ندارد