باب چهارم [ اشخاصى كه در اين سنه وفات كردهاند ]
ذكر اشخاص معروف محترمى كه در ايران ، در اين سنهى هزار و سيصد و پانزده ، از اين سراى فنا به دار بقا شتافتهاند .
مير محمد على خان منصور الدوله ، كه همواره مشغول خدمت بوده است ، در ماه محرم اين سال به سراى جاويد ارتحال كرد . از مرض و روز وفاتش اطلاعى نيافتم كه در اين اوراق تعيين كنم ؛ و معرفتى به حال او نداشتم كه به بعضى صفات و سجاياى او اشارتى كنم . به طورى كه در سابق اشاره شد ، همينقدر دانم كه : مير عبد الحميد خان سرتيپ ، پيشخدمت همايونى ، فرزند ارشد او ، بعد از فوت پدر به لقب منصور الدوله ملقب گرديد . او مقهور گشت و اين منصور گرديد . تا نميرد كسى به ناكامى ، ديگرى شادكام ننشيند .
حاجى على قلى خان مخبر الدوله ، وزير داخله و تلگرافخانهى مباركه و وزير علوم و غيره ، ابن مرحوم رضا قلى خان هدايت ، لله باشى ، مؤلف « روضه الصفا » و « رياض المبين » و « اجمل التواريخ » و غيرها ، تا اين ايام هفتاد سال از مراحل زندگانى را پيموده ؛ روز جمعه ، پانزدهم شهر صفر المظفر اين سال هزار و سيصد و پانزده ، به مرض قولنج از سراى عاريت حيات دنيوى بدرود كرد . مراسم تعزيت او در تهران بهعمل آمد . هريك از فرزندان قابل او با جعفر قلى خان نير الملك ، برادر آن مرحوم ، مورد تفقد و مراحم كاملهى خسروانه شده ؛ محض تسليت ، هريك به منصب و لقب و خلعتى شرف افتخار يافتند . فرزند بزرگ آن مرحوم كه مخبر الملك لقب داشت ، لقب مخبر الدوله يافت . شرح القاب و مناصب و خلعت هريك از فرزندان و بستگان آن مرحوم را در همين جلد تاريخ ، در باب سيم ، نگاشتهام ؛ ديگر در اينجا تكرار نمىشود . ولادت مرحوم على قلى خان مخبر الدوله ، وزير علوم و وزير داخله ، در سنهى هزار و دويست و چهل و پنج هجرى وقوع يافت .
رتبهى اعلاى مرحوم مخبر الدوله وزارت داخله بود ؛ كه شرح وزارت و پيشكارى او را در ايران ، در جلد سابق اين كتاب ، در ضمن وقايع هزار و سيصد و چهارده ، نگاشتيم .
چند ماهى به امر وزارت پرداخته ، استعفاى ايشان را شرح داديم . هركه خواهد ، رجوع به جلد سابق كند .
پس از استعفا ، تقريبا يك دو ماه كه گذشت ، در پانزدهم صفر اين سال ، به رحمت ايزدى پيوست . اين وزير از وزراى بزرگ و مردى محترم و با سلوك و خوش نيت و درستكار و خدمتگزار بود . اهل علم را از هرطبقه كه بود دوست مىداشت ، و بر ايشان توقير و احترام فوق العاده مىگذاشت . تلگرافات جميع علماء و ادباء و اهل فضل را به ولايات ، حكم مجانى داده بود كه تحويلدار تلگرافخانه پول مطالبه نمىكرد .
سيرتهاى نيكو از آن مرحوم ديده و شنيده شد . به پنهانى ، پول بسيار براى بعضى از