سلاطين قاجاريه رسم است ، تمام شاهزادگان عظام و منتسبين خاندان سلطنت - كه از نوادگان خاقان مغفور ، فتحعلى شاه قاجار ، طاب ثراه - باشند ، برحسب دعوت وزير تشريفات ، در سر اين خوان خسروانى ، در چنين روزى كه ميلاد سلطانى باشد ، حاضر شده ، با نفس نفيس عليحضرت سلطان غذا مىخورند ؛ و بعد از غذا ، هريك ، يك اشرفى زرد عيدى مىگيرند .
در سر اين خوان ، به درجهيى از احفاد و اولاد و نواده و نتايج شاهان گذشتهى قاجاريه ، شاهزادگان و اميرزادگان پير و جوان هستند ، كه اعليحضرت قدس شاهانه ابدا ايشان را نمىشناسند ، و وزراء هم اغلب ايشان را نمىشناسند . بنده و امثال بنده هم ، كه اغلب از اهالى تهران و متوسطين مردم را مىشناسيم ، اين اشخاص حاضره را نمىشناسيم و نمىدانيم اسمشان چيست و پدرشان كيست . هركدام كه بىثروت يا بىهنر باشند ، معروف نيستند ؛ لكن ، چون سلسله نسب آنها محفوظ است ، هريك با وزيرى و دبيرى آشنايى و ارتباطى دارند . لهذا ، خود را به آن وزير و دبير معرفى كرده ، به وساطت و شفاعت آن وزير يا دبير به اين مجلس راه پيدا مىكنند . و محض تحصيل شرف و افتخار ، در سر اين خوان برخوردار شده ، پس از صرف غذا هم عيدى مىگيرند . چه بسيار شاهزادگان هم هستند ، كه يا عمدا محض راحتى خود ، مقيد نيستند به اين مجلس حاضر شوند ؛ يا آنكه ، از پريشانى چنان گمنام شدهاند ، كه نمىتوانند خود را بههيچ وسيلهيى در اين مجلس رسانند .
بعد از صرف ناهار ، بندگان اقدس همايون به جلوخان باب همايون تشريففرما شده ، جلوس فرمودند ؛ در حالى كه ، وزير اعظم و امير خان سردار ، وزير جنگ ، و جمعى ديگر در خدمت ايستاده ، شرف حضور داشتند . تمام اهالى نظام ، از شاگردان و اجزاء مدرسهى دار الفنون دولتى و اجزاء مدرسهاى ناصرى و اهل توپخانه و قورخانه و افواج قاهره و دستههاى سواره نظام ، با نهايت زيبايى ، فوجفوج و دستهدسته آمده ، دفيله كرده ، از حضور همايون گذشتند . و بعد از آن ، سلامى در پيشگاه تالار جنب تالار بريليان شرف انعقاد يافت . بندگان اقدس همايون بر روى صندلى ، در جلوى تالار جلوس فرمودند .
شاهنشاهزادگان و شاهزادگان عظام و وزراء فخام و ساير طبقات ، از ارباب سيف و قلم و مستوفيان و لشكرنويسان و اجزاء وزارتخانهها و اعضاء دواير جليلهى دولتى ، هريك با البسهى رسميه در محل و مقام خود ايستاده ، به زيارت وجود اقدس شاهانه نائل شدند . بندگان اقدس همايون به تمام باريافتگان سلام اظهار مرحمت فرموده ، از جناب مستطاب وزير اعظم و خدمات ايشان شرحى تمجيد كردند .
خطيب خطبه خواند ، و شمس الشعراء قصيدهى تهنيت عرض كرد . در موقع سلام ، قبل از خطبه و قصيده ، محض اظهار علامت خشنودى خاطر مبارك از خدمات نواب و الا ، شاهزاده امير خان سردار معظم ، وزير جنگ ، يك قبضه شمشير مرصع دربارهى ايشان مرحمت شد .
پيشخدمت آن شمشير را آورده ، به شاهزادهى معظم داد . اين بنده به چهار نفر فاصله ، كه در سلك مستوفيان ايستاده بودم ، ديدم كه اين شاهزاده بشاشت وجهى حاصل كرده ، در اين ملاء عام افتخارى براى ايشان ظاهر شد . در كمال شرف و شعف ، شمشير را گرفته ،
افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 150
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی) و سيروس سعدونديان
ص١٥٠