تا حدود ( 11 الف ) دار المرز « 1 » به سه جو « 2 » عنان تاز آمد و اين ايلغار در نظر راهشناسان روزگار بس عجيب « 3 » و مستبعد نمايد ، و ليكن نظر به تعريفات بادپاى برقآزماى و يكران هاموننورد جهانپيمايى كه خسرو نامدار در زير ران داشت ، اينگونه راهنوردى غريب و اينچنين ايلغارى در نظر همّت عاليش بعيد نيست . « 4 » سبب ايلغار ناگهانى آنكه « 5 » بعضى از منافقان به ظاهر موافق از معسكر همايون به غدرى عزيمت دار المرز كرده بودند . « 6 » چون حقيقت غدر و مكر خلافانديشان در نظر حقبين آن شهريار عالىمقدار محقّق گشت ، دفع دشمنان خانگى را اولى و اهمّ دانسته از شيراز با فوجى از هواخواهان يكدل چون « 7 » شاهين اجل بال اوجگيرى بگشود و پنجهء دشمن شكرى وانمود . چون قضا بىحجاب و اجل بىهراس به سروقت منافقان مخالف اساس رسيده ، پروبال حياتشان « 8 » را به منقار انتقام بركند و پيكر زندگى آن مردودان را به مخلب سياست درهم شكست و به جبران « 9 » شكستگى احوال لشكر و تدارك و كارسازى متجنده و عسكر پرداخته ، بنوى حشرى جمعآورده « 10 » ، در تهيهء حركت بود كه شيخ على خان زند با گروهى زيادت از قطرات امطار و افزون از اندازه چون و چند به مدافعت و مقاتلت آن خسرو « 11 » بىهمال و مانند به سارى رسيد . شهريار شيردل با مخالفت عظماى قاجار « 12 » و قلّت اعوان و انصار به عزم دفاع آن گروه بىشمار « 13 » از استرآباد قدم استقبال برداشته ، در اشرف مازندران - محلى است موسوم به قراتپه - « 14 » رايت مقابلت و مقاتلت افراشت « 15 » . در گرمى هنگامهء مطاردت كه مبارزتهاى مردانه و نبردهاى
هامش
( 1 ) . مج : از شيراز تا مازندران .
( 2 ) . مج : جوى .
( 3 ) . مج : غريب .
( 4 ) . مج : و ليكن در نظر همت عالى آن پادشاه جهانگير كه خورشيدآسا جهانگردى مىكرد ، اينگونه راهنوردى عجيب و آن يكرانى كه ديده عالميان به تماشا درون گران بود و در زير ران داشت ، اينچنين تركتازى بعيد نيست .
( 5 ) . مج : ايلغار و پراكندگى لشكر ظفر آثار آن بود كه .
( 6 ) . مج : نموده بودند .
( 7 ) . مج : مانند .
( 8 ) . مج : پروبال بلند پروازىشان .
( 9 ) . ملك : جبر .
( 10 ) . مج : فراهم آورده .
( 11 ) . مج : زيادت از اندازه چون و چند به مقابلت آن خديو .
( 12 ) . مج : ايل .
( 13 ) . مج : به عزم مدافعت آن گروه پيمان گسل .
( 14 ) . مج : قراتپه اشرف .
( 15 ) . مج : برفراشت .