عساكر منصوره تا سه فرسخى هرات به تعاقب منهزمين افغان لوازم تركتازىها « 1 » را معمول و به قدر چهارصد نيزه سر و معادل دو هزار نفر اسير مغلول و به قيد اسار رسيدند « 2 » و در همان روز يورش به محلّات و كوچههاى « 3 » دهتكده « 4 » غوريان برده ، « 5 » تمامى باغات و محلات را متصرّف و قرابهء چهار هزار نفس از رجال و نسوان و بنين و بنات .
مصراع « 6 »
همه درخور و لايق بوس و نوش
آهوچشمان « 7 » تذروخرام و سنبل مويان « 8 » سيميناندام ، اسير غازيان شيرگير آمدند .
اسحاق خان چون برحسب حكم قضا نفاذ « 9 » شهزادهء جلالت نهاد برين سپاه سرور و بر اميران قبايل و سرخيلان لشكر سر بود ، همگى اسرا را به لطايف الحيل بنابر مقتضاى وقت و طريقهء دولتخواهى و تغلّب جذب قلوب « 10 » اهالى آن صفحات به اين دولت جاويد سمات غزالان شيعه و افغان را از چنگ پلنگان قزلباش ثيبا و ابكارا « 11 » گرفته ، مطلق العنان ساخت و به دلجويى ادانى و اعالى آن سرزمين از شيعه و سنّى پرداخت .
عزيمت موكب جهان آشوب خديو و الا صفات از ارض اقدس به جانب هرات
امراى عظام بعد از انهزام افاغنهء تيره سرانجام غوريان را محاصره داده ، گزارش فتح را به دربار گيتىمدار « 12 » شاهزاده نامدار عرض و متمنّى حركت مواكب انجم كتائب به سمت هرات گرديده ، عرضه داشتند كه بعد از شكست احزاب شيطان انتساب « 13 » و محاصرهء اهالى غوريان لامحاله فيروز ميرزا با جنود نامسعود ( 160 ب ) خود به سر غوريان و خلاصى محصورين بنفسه حركت خواهد كرد و مقابله با لشكر بىشمار افغان ، فكيف كه پادشاه ايشان حضور
هامش
( 1 ) . مج : تركتازى .
( 2 ) . مج : مغلول به قيد اسار گشتند .
( 3 ) . ملك : كوچهاى .
( 4 ) . مج : و كوچه بند .
( 5 ) . مج : انداخته .
( 6 ) . ملك : ندارد .
( 7 ) . مج : آهوچشمانى .
( 8 ) . مج : سنبل مويى .
( 9 ) . مج : مفاد .
( 10 ) . مج : دولتخواهى به سبب ميلان خاطر .
( 11 ) . مج : ثيبا او ابكار .
( 12 ) . ملك : « مدار » ندارد .
( 13 ) . مج : « انتساب » ندارد .