الهام بيان معنى يوسف اعرض عن هذا را به او خاطرنشان فرمودند كه شايد از خواب غفلت بيدار شده بيش از اين طريق باطل را به قدم ضلالت نپيمايد « 1 » و طوفان بلا را بر روى روزگار خود نگشايد . يوسف على خان بعد از سرافرازى از مضمون يرليغ لازم الاذعان بر اعمال « 2 » ناشايست خود اعتراض « 3 » و در مقام عذرخواهى و ندامت برآمده ، « 4 » به رهنمونى بعضى از خيرخواهان عريضهء ضراعتآميز مشتمل بر اظهار بندگى و عبوديت آرزوى تزوير با يكى از اقارب خويش به همراهى عبد اللّه خان انفاذ دربار با عزّ و شأن داشت و اين مضامين را به دستان در آن عريضه نگاشت كه :
شعر « 5 »
گر عفو خسرو ببخشد گناه * دگر روى طاعت نپيچم ز راه « 6 »
كنم در مقام سرافكندگى * به جان بندگان تو را بندگى
اگرچه گنهكارم و تيرهروز * به عفو تو اميدوارم هنوز
چون رايحهء صدق و راستى از گلهاى تمنّايش به مشام اقبال نرسيد و از شاهرخ « 7 » عذرش خارهاى غدر و مكر مىدميد ، مطالب خدعه آمودش مانند سيم ستوقه « 8 » مردود آمده ملتمسات او به عزّ انجاح و شرف اسعاف مقرون نگشت . امر اشرف مجددا به سرافرازى آن فيفانورد تيه جهالت عزّ اصدار يافت كه متابعت و قبول خدمت در مبادرت به سدّه سدره مرتبت است و اين معاذير زميندارانه پذيراى قبول نخواهد گرديد و به فرستادهء يوسف على خان شفاها فرمان آمد كه چنانچه حاكم غوريان بىدغدغه به صوب عتبهء جلال گرايد ، زبان عيبجويان كوتاه و مدّت العمر از آثار سخط و غضب ما مأمون بوده و نيز غوريان كماكان على الرغم اضداد ( 155 الف ) و انداد به جايگير او مقرّر خواهد گشت ، و الّا هيچگونه عذرى از او نخواهيم پذيرفت ، و اين عارفهء كبرى كه بىسابقهء خدمتى و لاحقه معرفتى در حق او بىواسطه و تذكير اغيار « 9 » ممضى داشتيم در نزد ارباب اخلاص و اصحاب
هامش
( 1 ) . متن : نهپيمايد .
( 2 ) . مج : در انكار اعمال .
( 3 ) . مج : اصرار .
( 4 ) . مج : مقام اعتذار درآمده .
( 5 ) . ملك : ندارد .
( 6 ) . متن : نه پيچم .
( 7 ) . مج : از هرگلبن .
( 8 ) . مج : سيم روىاندود .
( 9 ) . مج : غيرى .