بعد از اينكه قطعهء منظومه معروض راى انور گرديد ، مخاطب ، يعنى ممدوح ، در مقابل عذر لنگى آورد و ليكن مقبول طبع مشكلپسند اشرف نشد .
خلاصه درين سال نيز به آيين و قاعدهء ملوكانه گاهى در شكار و گاهى به انتظام احوال اهل هرشهر [ و ] « 1 » ديار مىپرداختند و خرابى اوضاع رعايا كه مهين ودايع حضرت خالق البرايا مىباشند ، به معمارى « 2 » همّت خسروانه معمور و آبادان مىساختند . و ديگر از قرانات اعظمى كه لاحق ذات مبارك شاهزادهء والاصفات و « 3 » حرز جواد مراحم كاملهء الهى و درع حمايت عنايت نامتناهى ايزدى شامل حال عديم المثالش گرديد ، از جمله ، شكار ده روز جولكاى قوزغان و نظريه و لنگر است كه سمت شرقى ارض اقدس و در شش فرسخى مشهد مقدس « 4 » واقع است كه صحراى فسيح و عريض و رودخانهء كشف رود در ميان آن صحرا جريان مىيابد و از دربند گذشته در پل خاتون به آب هرات ملحق مىشود « 5 » و به دشت طژن و قبچاق مىرسد . « 6 » شكار آن صحرا « 7 » آهوى دشتى و كوهى و كبك و تيهو و قرقاول بسيار است .
مجملى از مفصّل آن به نوعى است كه بعد از شرايط و قواعد عيدين « 8 » اضحى و غدير مواكب احتشام شاهزادهء فلك سرير در روز دوشنبه شهر ذى حجة الحرام « 9 » با اعيان دولت و اركان شوكت ابدفرجام از مقر عزّ و شرف با كوكبهء اقبال و جاه « 10 » عازم شكارگاه معهود گرديد و به قانون سابق تمامى تداركات امرا و خوانين را و سپاهيان كه كمابيش موازى « 11 » سه هزار نفر بودند ، اخراجات آنها به تمام و كمال « 12 » از كارخانهء سركار مقرّر و روزبهروز لوازم تفقّدات و انواع اصطناعات از جانب اشرف دربارهء وضيع و شريف ( 119 الف ) به عمل
هامش
( 1 ) . مج : احوال سكان آن .
( 2 ) . مج : معمار .
( 3 ) . مج : شده و .
( 4 ) . ملك : « مشهد مقدس » ندارد .
( 5 ) . مج : « مىشود » ندارد .
( 6 ) . مج : به دشت طژن منتهى و در وسط اتك و صحراى قبچاق مىريزد .
( 7 ) . مج : بيابان .
( 8 ) . مج : اعياد .
( 9 ) . مج : ذيحجه الحرام 1220 .
( 10 ) . مج : با كوكبهء تمام .
( 11 ) . مج : معادل .
( 12 ) . مج : بالتمام .