مورد نوازشات بىاندازه « 1 » گرديدند و اين فتح شايان « 2 » كه طراز فتوحات آسمانى و ناسخ داستان باستانى تواند بود ، در هيجدهم شهر مزبور روى داده ، ساكنان « 3 » عالم بالا زبان به مبارك بادى « 4 » گشاده ، از باطن قدسى مواطن سلطان كشور ارتضا و اجتبا ، امام همام على بن موسى الرضا - عليه التحيه و الثنا - « 5 » اين دفعه نيز فتحى « 6 » چنين شامل حال شهزادهء با داد و دين شده ، در ميان همگنان لواى برترى برافراخت و از ظهور اين دستبرد نمايان خود را محسود امثال و اقران بل غيرتافزاى سلاطين جهان ساخت . « 7 »
تخضّع و تخشّع نمودن شهزادهء فلك شادروان « 8 » به شكرانهء اين فتح نمايان به درگاه خالق انس و جان « 9 »
بعد از ظهور اين فتح نمايان ، شهزادهء فلك شأن جبين ضراعت به خاك نياز نهاده ، ساغر دهان را لبريز محمّدت و ثناى حضرت بارى - عزّ اسمه - ساخت و تا چند روز كه به قلع و قمع آن گروه خذلان شعار پرداختند ، ( 96 الف ) پرچم علم نصرتپيكر به عزيمت مستقر جلالت شقهگشا گرديده ، غازيان فيروزى همعنان اسير و اخترمه را « 10 » با معادل يك هزار نيزه ، سر از رئوس منحوس آن فرقهء بىناموس برداشته ، در ركاب نصرت انتساب عازم ارض فيض آيات گشتند و ساير قتيلان را با ابدانشان در معركه براى « 11 » طعمهء ذباب و كلاب گذاشتند .
چون قرنهاى بىشمار بود كه كسى بر جماعت تكّه تسلط نيافته بود ، ذخيره و اسباب بسيارى از حبوبات و اثاث البيت و مواشى « 12 » و دوّاب داشتند و عمرى به فراغت گذرانيده بودند و لشكريان هريك توان گفت كه مؤنث چندين ساله را در دمى حاصل نمودند . « 13 » چون آوازهء
هامش
( 1 ) . مج : « بىاندازه » ندارد .
( 2 ) . مج : نامدار .
( 3 ) . مج : كروبيان .
( 4 ) . مج : مباركبادى اين فتح شگرف .
( 5 ) . مج : مباركبادى اين فتح شگرف .
( 6 ) . مج : فتح .
( 7 ) . مج : دستبرد نمايان خود را ورد زبان خاص و عام ساخت .
( 8 ) . مج : فلك شان .
( 9 ) . مج : از « اين فتح . . . » تا اينجا را ندارد .
( 10 ) . مج : اسير و كسيب .
( 11 ) . مج : عوض .
( 12 ) . متن : مواش .
( 13 ) . مج : چون جماعت تكّه قرنهاى بىشمار بود كه كسى بر آنها تسلط نيافته ، ذخيره بسيار و مزارع و مواشى و اموال زياده از احصا جمع نموده ، به فراغت روزگار مىگذرانيدند . اينقدر گوسفند و شتر و ذخيره كسيب غازيان نصرت نصيب شده بود كه محاسب وهم از تخمين آن عاجز آمده ، لشكريان تمامى كان يسار و بحر استظهار گشتند .