گذرانيده ، دربارهء آنها به اضعاف معمول داشتند « 1 » و امراى والاشأن را به نوازش « 2 » خاص خسروانه ، اختصاص داده ، هركدام را به خلعت موزون و تاج و كمر و بذل عنايات افزون نواخته ، همگى را به شكرانهء اين عطيّهء عظمى مفتخر « 3 » و مسرور ساختند و وقايع فتح تكّه شوميه را عرضه داشت پايهء سرير عدالت مصير پادشاه هفت كشور داشته ، « 4 » با رئوس منحوس آنها مصحوب « 5 » فتح على خان كلهر انفاذ درگاه « 6 » جهانپناهى فرمودند و فتحنامهها « 7 » به اطراف و اكناف ممالك خراسان و عراق و فارس و كرمان مرسول داشتند . از ظهور اين ظفر و استماع اين خبر جميع بلاد و امصار « 8 » نقارههاى شاديانه را به نوازش درآورده ، شهر و بازار را چراغان نموده ، « 9 » به عيش و كامرانى نشستند و از جانب شاهزادگان افاغنه و سلاطين تركستان تحف و هداياى بسيار با ايلچيان سخندان به تهنيت اين فتح نمايان به درگاه و الا شتافته ، تنسوقات را گذرانيده ، شرايط تهنيت را به تقديم رسانيده ، مورد نوازشات بلانهايات گرديدند . بعد از فراغت از لوازم نوازش و دلجويى و مراسم داد و دهش به ساكنين ارضنشين ، « 10 » حسين خان سردار را به اختتام امر ترشيز و محمّد خان قاجار را به انتظام معابر دربند به « 11 » زاوندقان و مزدوران و آق دربند الى زورآباد ، از ركاب سعادت دستور مأمور فرموده ، خود در كمال فراغت و آسودگى به كامرانى و دادرسى عجزه و مساكين و انتظام و انتساق ولايات مشغول گرديدند .
محمّد خان قاجار از سرحدّ كلات الى زورآباد مضبوط و مستحكم « 12 » كرده ، بروج متين بسيار و ديواربست رزين استوار ساخته ، همهجا ساخلو و مستحفظ تعيين نموده ، عود به
هامش
( 1 ) . مج : گذرانيده به اضعاف آن معمول داشته باشند .
( 2 ) . مج : نوازشات .
( 3 ) . مج : خلعت خاص و تاج و كمر نواخته از عنايت خديوانه همگى را از ظهور مواهب عظمى مبتهج .
( 4 ) . مج : نموده .
( 5 ) . مج : نحوسشان به صحابت .
( 6 ) . ملك : درگا .
( 7 ) . مج : فتحنامها .
( 8 ) . مج : و كرمان ترتيب ارسال پذيرفته از وقوع اين عطيه عظمى جميع بلاد .
( 9 ) . مج : نموده به شكرانهء اين فتح مسرتافزا .
( 10 ) . مج : از نوازش و دلجويى عامهء لشكر و بخشندگى و داددهى ساكنين ارض مينواثر .
( 11 ) . مج : دربندهاى .
( 12 ) . مج : زورآباد را منضبط و محكم .