از هاىهوى سواران و تعاقب « 1 » تازى و توله راهى جسته « 2 » ، به سمت دشت بيرون رفت ، « 3 » سواران از « 4 » عقبش شتافته ، همه اسبتازان شدند . « 5 » شاهزادهء كامكار را كه مقصود تفريح دل و تفرّج خاطر بود نيز حواس مباركش تمامى مصروف شكارافكنى بود ، « 6 » نيزه را « 7 » از دست يكى از وشاقان « 8 » ربوده ، اسب سر خنك پهلوان نامى مشهور را كه در آنوقت به ركوب اختصاص داشت « 9 » گرم جولان نموده ، از قضا مسوّد اوراق هم پيش « 10 » از اينكه شاهزادهء آفاق ستان نيزه را ربايد « 11 » و به عقب گراز گرايد « 12 » ، تكاور خود را به جولان درآورده « 13 » و تپانچهاى « 14 » در دست داشت كه شايد چرخ غلطانداز كارى كرده باشد . « 15 » در اثناى تاختوتاز ، شاهزاده سعادتانباز را ديد كه با نيزه خطى چون رستمنيو يا بيژنگيو سر به « 16 » عقب گراز گذاشته ، بىمحابا و مطلق العنان « 17 » اسب مىتاختند . مسوّد اوراق عنان بازپس كشيده كه آنچه مقصود شاهزادهء بىهمال است به عمل آمده باشد ، « 18 » از قضاى آسمانى مقارن آن خيال « 19 » چهار دست و پاى اسب شهزادهء عديم المثال از جاى خود بيرون شده ، « 20 » معلق زده ، به سر درغلتيد و آن آسمان مردى و مردانگى در حين افتادن « 21 » اسب به امداد ملائكه و لطف يزدانى پاى جلادت « 22 » از
هامش
( 1 ) . مج : سوار و خيرگى .
( 2 ) . مج : « راهى جسته » ندارد .
( 3 ) . مج : رفته .
( 4 ) . مج : در .
( 5 ) . مج : شتافتند و به هرجانب هركسى به رأسه اسب مىتاخت .
( 6 ) . مج : شاهزادهء كامكار كه مقصودش به تفريح دل و آشفتگى خاطرش به شكار بود .
( 7 ) . مج : « را » ندارد .
( 8 ) . مج : و شاقان حاضرين ركاب .
( 9 ) . مج : پهلوان مشهور نامى كه در زبر ران مبارك داشت .
( 10 ) . مج : اوراق قبل .
( 11 ) . مج : شهزاده آفاق نيزه ربايد .
( 12 ) . مج : شتابد او هم .
( 13 ) . ملك : « درآورده » ندارد .
( 14 ) . متن : طپانچه .
( 15 ) . در دست پى گراز مىدواند كه شايد در آن ميانه غلطاندازى نموده باشد .
( 16 ) . مج : شاهزاده نصفتطراز را ديده كه هردو طپانچه را از قبل و شليطه درآورده ، خشك بند و به بالا پايه سوار كرده بىشليطه در قبل گذاشته با نيزه خطى چون بيژنگيو و رستمنيو سر در .
( 17 ) . مج : بىاختيار جلوريز .
( 18 ) . مج : مسوّد اوراق احتياطا جلو كشيده كه شاهزاده بىهمال آنچه مقصودش هست به عمل آيد . درين اثنا .
( 19 ) . مج : « مقارن آن خيال » ندارد .
( 20 ) . مج : اسب مجرد از زمين خطا شده .
( 21 ) . مج : در حين معلقبازى .
( 22 ) . مج : سعادت .