برگشتهبختان راه يافته ، ضبط « 1 » خود نتوانستند كرد ، لهذا بر سبيل انهزام مراجعت به مستقر خويش نمودند . افواج قاهره از هزيمت « 2 » خصم بدروز اطلاع يافته ، عنان عزيمت به سمت ارض اقدس معطوف و در مراجعت ، « 3 » چنانچه رسم معهود است ، عنان حزم و سپاهيگرى « 4 » را از دست داده ، در حين عبور از دربند چهچهء ( 120 ) كه قريب به يورت « 5 » تركمانيهء طژن بود ، تكّه ضاله از « 6 » آنجا كه « 7 » عادت ذميمهء ايشان راهزنى « 8 » است ، منتهز فرصت بودند ، از كمينگاه بيرون آمده ، از عقب لشكر ظفر اثر « 9 » دستبردى زده ، چند نفر از دستهجات خراسانى را گرفته ، بردند . « 10 » چون پرتو اين خبر سامعهافروز شاهزادهء « 11 » نصرت اندوز شد « 12 » عزم يورش تركمانبهء تكّه و تاختوتاز « 13 » آن طايفه ضالّه در خاطر « 14 » انور رسوخ تام و تمام نموده ، هميشهء اوقات در فكر تنبيه و تدبير آن گروه شقاوتپژوه مىبودند و از خاطر مبارك محو نمىكردند . « 15 »
مآل كار ابراهيم خان درّانى افغان و فرار نمودن آن سيهبخت از خواف ( 121 ) به وادى بوار و خذلان
سابقا صفحهء مطلب « 16 » رقمپذير كلك وقايعنگار گرديد « 17 » كه ابراهيم خان غوريانى را امراى عظام بنابر عدم استطاعت و وفور « 18 » استكانت با سلاطينزادگان افغان در يورت غوريان او را با احمال و اثقال از آنجا حركت داده ، به خواف كه محل جاىگير امير قليچ خان بود ساكن ساخته ، به تقبيل ركاب سعادت انتساب كامياب شده ، « 19 » ابراهيم خان بعد از چندى
هامش
( 1 ) . مج : زياده از يك شب ضبط .
( 2 ) . مج : قاهره نيز چون از هزيمت و انصراف .
( 3 ) . مج : مراجعت لشكر .
( 4 ) . مج : سپاهيگرى .
( 5 ) . مج : به اوبه و يورت .
( 6 ) . مج : « از » ندارد .
( 7 ) . مج : كه هميشه .
( 8 ) . مج : به راهزنى .
( 9 ) . مج : منتهز فرصت بوده و فرصت يافته ، در عقب لشكر منصور كمين كرده .
( 10 ) . مج : بردهاند .
( 11 ) . مج : شهزاده .
( 12 ) . مج : گرديد .
( 13 ) . مج : بردهاند .
( 14 ) . مج : شهزاده .
( 15 ) . مج : حاصل نموده عزم گوشمال آن گروه شقاوت مآل در خاطر مبارك جزم گرديد .
( 16 ) . مج : « صفحه مطلب » ندارد .
( 17 ) . مج : شده بود .
( 18 ) . مج : « وفور » ندارد .
( 19 ) . مج : شدند .