عمارت و بستان در « 1 » وسط بحيرهء سبز ميدان واقع است « 2 » و از ابنيه و اختراعات سلاطين رضوان مكين صفويه است « 3 » و به « 4 » « بزرگ چال » اشتهار داشت در عهد خاقان مرحوم « 5 » بالمرّه خراب شده ، خاقان مغفرت آثار قدرى به مرمّت آن پرداختند . راى جهانگشاى خاقانى تعلقپذير شد كه از نو تعميرى شده باشد . « 6 » حسب الامر الاعلى استادان چابكدست كارپرداز « 7 » در ساعتى خجسته و وقتى ميمنت انباز آغاز نمودند . « 8 » بنيان عمارت را در اصل وسط نارنجستان طرح انداخته و پل وسيع عريضى از منتهاى سبز ميدان بر روى بحيره بسته ، از آهك و آجر « 9 » بالا آوردند كه سواره و پياده از آنجا به سهولت « 10 » عبور و مرور نمايند و داخل كرياس عمارت شوند « 11 » و آن نزهتآباد را مسمى به « بحر الارم » كردند . « 12 » ( 51 ب )
در بيستم ذى قعده 1218 « 13 » از خيابان شيرگاه و كدوك فيروزكوه در متنزّهات سوادكوه شكاركنان عطف عنان به دار السلطنهء طهران فرمودند و « 14 » در آن اوان كه كوكبهء جاه و « 15 » جلال خديو بىهمال در ساحات اشرف مازندران مسرّتبخشاى خاطر پير و جوان مىبودند ، « 16 » عريضهء شاهزادهء مظفرلوا و وصول نباير نادرى و احفاد شاهرخى به ولايت بسطام معروض راى خورشيد اعتلاى اقدس شد . « 17 » امر اعلى صادر گرديد كه آنها را از راه دامغان و سمنان به دار الملك طهران برده و تا « 18 » وصول كوكبهء پادشاهى بدانجا آنها را محبوس داشته باشند . « 19 » و در دويم ذى حجة الحرام « 20 » كه اورنگ سلطنت به فرّ وجود شاهنشاهى « 21 » زيب و زينت پذيرفت و
هامش
( 1 ) . مج : كه در .
( 2 ) . مج : « است » ندارد .
( 3 ) . مج : صفوى بود .
( 4 ) . مج : « به » ندارد .
( 5 ) . مج : اشتهار داشت عمارات آن .
( 6 ) . مج : خاقان مرحوم جنت آشيانى و قدرى در مرمت آن پرداخته بودند . راى جهانآراى پادشاهى تعلق به آن گرفته كه آن مكان نزه را از نو تعمير فرموده باشند .
( 7 ) . مج : « كارپرداز » ندارد .
( 8 ) . مج : در ساعت سعد خجسته و اوان فرخنده .
( 9 ) . مج : صاروج .
( 10 ) . مج : به سهولت از آنجا .
( 11 ) . مج : بشوند .
( 12 ) . مج : ساخته .
( 13 ) . ملك : « 1218 » ندارد .
( 14 ) . مج : « و » ندارد .
( 15 ) . مج : « جاه و » ندارد .
( 16 ) . مج : بودند .
( 17 ) . مج : راى خاقان فلك احتشام شده .
( 18 ) . مج : الى .
( 19 ) . مج : پادشاهى محبوس نمايند .
( 20 ) . مج : 1218 .
( 21 ) . مج : سلطنت و شاهنشاهى به فر وجود آن سايهء الهى .