ذكر استشراف حضور اكثرى از حكام و بيگلربيگيان و سرهنگان سرحدّات و ثغور
چون بلدهء ارض اقدس و معمورهء « 1 » مشهد مقدس به حوزهء تسخير و حيطهء تصرّف و « 2 » تمليك شاهزادهء گردونسرير درآمد ، مجددا ارقام قضا نظام به سرافرازى لطف على خان چپشلو ، حاكم نسا ( 92 ) و ابيورد « 3 » ، ( 93 ) كه معمورهء آن الان « 4 » دره جز مىباشد و نقد على خان زعفرانلو ، حاكم رادكان و توابع ، كه محل نشيمن آن بالفعل « 5 » چناران است و فتحعلى خان جلاير ، حاكم كلات ، كه هركدام به سبب محكمههاى متين و حصنهاى حصين ، كه هريك « 6 » در متانت و رزانت پهلو « 7 » به چرخ هفتمين مىزد « 8 » ، مغرور و از قرب بساط خدمت و مطاوعت « 9 » دور افتاده ، از تقبيل آستان سعادت اركان « 10 » مهجور بودند ، شرف نفاذ و عزّ صدور يافته « 11 » كه الى حال عذر شما مهمل بودن مهمات ارض اقدس مىبود ، از روى هوا و هوس به دفع الوقت روزگار مىگذرانيدند ، ما نيز به علت اشتغال آن مهم خطير كه پيوسته وجههء همّت بلند آفتاب تأثير بود و دفع اعادى شقاوت آثار آنجا را پيشتر پيشنهاد ضمير حقانيّت تخمير فرموده بوديم ، به كار « 12 » ايشان نپرداخته ، معاذير مسموعه و مواعيد كاذبهء شما را « 13 » به سمع صلاح « 14 » اصغا و به درجهء قبول تلقى مىفرموديم ، « 15 » تا اينكه به عنايت كاملهء الهى و الطاف بالغهء نامتناهى به سرپنجهء دليران سپاه نصرت همراه كه مقاليد ابواب مغلقه و مفاتيح درهاى بسته توانند بود . دروب بلدهء جنّت آثار و حصار آسمانمدار ارض فيض شعار
هامش
( 1 ) . مج : چون ارض اقدس و بلده .
( 2 ) . مج : « تصرف » ندارد .
( 3 ) . مج : ابيورد و نسا .
( 4 ) . مج : در اين جزء زمان .
( 5 ) . مج : رادگان كه الآن سواد اعظم آن .
( 6 ) . مج : محكمههاى [ متن : محكمهاى ] سخت متين و حصارهاى حصين زرين كه هريك از آن .
( 7 ) . مج : همسرى به سپهر برين و پهلو .
( 8 ) . مج : مىزدند .
( 9 ) . مج : بساط آدميت و انسانيت .
( 10 ) . مج : از جاده متابعت و مطاوعت .
( 11 ) . مج : و عز اصدار پذيرفته .
( 12 ) . مج : عذر شما به علت ارض اقدس و رضاجويى خاطر هركس بود و به ليت و لعل و هوا و هوس روزگار گذرانيده ، ما نيز به سبب اشتغال تسخير ارض مينو مثال و استيصال و اضمحلال اعادى شقاوت مآل به سر وقت .
( 13 ) . ملك : « كاذبه شما را » پاك شده است .
( 14 ) . ملك : سلاح .
( 15 ) . مج : به سمع رضا اصغا و به قبول اجابت تلقى فرموديم .