باران در خراسان و شام و كوفه هم باريده است . « 1 »
ثعلبى در ذيل تفسير آيهء شريفهء « فَما بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّماءُ وَ الْارْضُ وَ ما كانُوا مُنْظِرين » « 2 » مىنويسد : هنگامى كه حسين ( ع ) به شهادت رسيد آسمان بر او گريست و سرخىاش از آن گريه است .
ابن عساكر به نقل از ابن سيرين گويد : پس از قتل يحيى بن زكريا ، آسمان بر كسى جز حسين بن على ( ع ) نگريست .
بلاذرى مىگويد : هنگامى كه حسين ( ع ) به شهادت رسيد مدت دو يا سه ماه از نماز صبح تا طلوع خورشيد بر ديوارها لكّههاى خونرنگ ديده مىشد .
زهرى گويد : روزى عبدالملك مروان از من پرسيد كه نشان كشته شدن حسين چه بود ؟ گفتم : هر سنگى را كه در آن روز بر مىداشتند ، زيرش خون تازه بود . آنگاه عبدالملك گفت : « من و تو در اين باره تنهاييم . »
در روايت ديگرى از قول زُهرى چنين آمده است : به قصد شركت در جنگ به دمشق رفتم و در آنجا براى عرض سلام خدمت عبدالملك مروان رسيدم . ديدم كه بر سريرى فرش شده به بلنداى قامت يك انسان نشسته است و مردم پايين آن در دو رديف نشستهاند .
سلام كردم و پس از آنكه نشستم عبدالملك پرسيد : اى پسر شهاب ، آيا مىدانى بامداد روزى كه حسين بن على كشته شد در بيت المقدس چه اتفاقى افتاد ؟ گفتم : بلى ، گفت : نزديك بيا ، من از عقب جمعيت رفتم تا پشت تخت او رسيدم . او چهرهاش را
برگرداند و سرش را سوى من خم كرد و گفت : چه اتفاقى افتاده بود ؟ گفتم : هيچ سنگى را در بيتالمقدس برنمى داشتند ، جز اينكه زير آن خون تازه ديده مىشد . گفت :
هامش
( 1 ) ادامه پاورقى از صفحهء قبل : است نظير اين روايتها در كتابهاى زير نيز نقل شده است : « جواهر العقدين » سمهودى ، بخش دوم . « ينابيع المودة » ج 2 ، ص 356 ، « بغية الطالب » ، ج 6 ، ص 94 - 98 .
1 - ر . ك . الملاحم و الفتن ، ص 143 .
( 2 ) - دخان ( 44 ) ، آيهء 29 ؛ نه آسمان بر آنها گريست و نه زمين و نه به آنها مهلت داده شد .