تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرشك خوبان در سوگ سالار شهيدان ( ترجمهء عبرات المصطفين فى مقتل الحسين ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
جايى كه غذا مىخورد خود را كثيف مىكرد . « 1 » بيهقى گويد : روزى سنان بر حجاج بن يوسف وارد شد . گفت : آيا حسين بن على را تو كشته‌اى ؟ گفت : آرى . گفت : بدان كه شما هرگز در بهشت با يكديگر جمع نخواهيد شد . نوشته‌اند كه او وسواسى شده بود و همانند كودكان با بول خود بازى مىكرد . « 2 » بلاذرى مىنويسد : حسين عليه السلام در كربلا به دست سنان بن انس كشته شد ؛ و خولى بن يزيد سرش را بريد و نزد ابن زياد آورد . او نيز سر را همراه مِخْفَر بن ثعلبه پيش يزيد فرستاد . گويند كه حجاج بن يوسف از سنان پرسيد : با حسين چه كردى ؟ گفت : او را با نيزه زدم و با شمشير پاره پاره‌اش كردم . گفت : به خدا سوگند كه در بهشت با يكديگر جمع نخواهيد شد . سپس گفت : پانصد درهم به او بدهيد . اما همين كه بيرون رفت گفت : ندهيد . « 3 » طبرانى به نقل از اسلم منقرى مىنويسد : [ روزى ] بر حجاج وارد شدم . به دنبال من سنان بن انس - پيرى گندمگون و خميده با دماغى بلند و خالى در صورت - نيز آمد و نزد حجاج ايستاد . حجاج نگاهى به او كرد و گفت : تو بودى كه حسين را كشتى ؟ گفت : آرى ! گفت : با او چه كردى ؟ گفت : او را با نيزه زدم و با شمشير پاره پاره‌اش كردم . گفت : بدان كه شما هرگز در يك سراى با هم جمع نخواهيد شد . ابن جوزى ، پس از نقل سخنى به همين مضمون گويد : از اين بهتر سخنى از حجاج شنيده نشده است .

شمار زخم‌هاى امام حسين عليه السلام

شمار زخم‌هايى را كه به وسيلهء شمشير و نيزه سپاه گمراهى بر پيكر امام حسين عليه السلام وارد آمد بين 78 تا 320 زخم نقل كرده‌اند . امام صادق عليه السلام فرموده است : « بر پيكر ( امام )
هامش
( 1 ) - الطبقات الكبرى ، ج 8 ، ص 70 / أ . ( 2 ) - المحاسن والمساوى ، بيهقى ، ص 86 ، دار احياءالعلوم ، بيروت ، اول 1408 ق . ( 3 ) - انساب‌الاشراف ، ج 3 ، ص 118 . نيز ر . ك . مقتل الحسين ، ج 2 ، ص 88 . تاريخ دمشق ، 12 / 143 .
سرشك خوبان در سوگ سالار شهيدان ( ترجمهء عبرات المصطفين فى مقتل الحسين ) — صفحة 219 | غلامحسين جمشيد نژاد اول / الشيخ محمد باقر المحمودي / عبدالحسين بينش