سقوط دولت شاه سلطان حسين و تسلط مشتى افغان بر ايران موجب شد كه دولتين روس و عثمانى متوجه ايران شوند و به شرحى كه در ضمن سلطنت شاه طهماسب دوم خواهد آمد ، دو دولت مزبور ايران را بين خود تقسيم كنند . ولى دستاندازى تركان بر ايالات غربى و شمال غربى ايران زياد طول نكشيد و پس از جنگهايى كه بين دولت عثمانى و اشرف افغان درگرفته بود ، جنگهاى مجدد تركان با شاه طهماسب ثانى و سردار دليرش طهماسبقلى خان ( نادر ) شروع شد .
سلطان احمد ثالث كه شخصا مردى آرامشطلب بود و به علت امساك فراوان ، از هرگونه درگيرى نظامى احتراز مىكرد طالب صلح با ايران شد . اما ينىچريان به مخالفت برخاستند و روز 15 ربيع الاول 1143 / 25 سپتامبر 1730 از سلطان خواستار قتل صدر اعظم و قاپودان پاشا ( فرماندهء ناوگان جنگى ) شدند . زيرا آنان نيز به صلح با ايران معتقد بودند . سلطان ترك نخست بدين كار تن درنداد ولى پترونا خليل رئيس شورشيان اصرار ورزيد و سلطان احمد ثالث از ترس جان خود ابراهيم پاشا صدراعظم و قاپودان پاشا را به دست شورشيان سپرد و آنان نيز ايشان را كشتند . با اين حال شورشيان ساكت نشدند و شب همان روز سلطان احمد را از سلطنت خلع و برادر زادهاش سلطان محمود را به پادشاهى اعلام كردند .
مدت سلطنت سلطان احمد ثالث بيست و هفت سال و يازده ماه بود . از خدمات مهم وى به كشورش آوردن مطبعه و ايجاد چاپخانه در استانبول بود جالب توجه اين است كه سلطان احمد ثالث درين مورد از علماى مذهبى فتوى خواست و مفتى بدين كار راى داد مشروط بر اين كه قرآن كريم در هنگام چاپ از تحريف مصون بماند . سلطان احمد در سال 1149 / 1736 درگذشت .
اما ابراهيم پاشا صدر اعظم وى كه در حدود 12 سال صاحب اختيار كامل بود و در سرنوشت ايران در سالهاى انقراض صفويه و روى كار آمدن افغانها دخالت تمام داشت يكى از صدر اعظمهاى ارزندهء دولت عثمانى است . وى كه از سال 1131 / 1718 تا 1143 / 1730 زمام امور دولت عثمانى را در دست گرفته بود ، چون مىخواست كشور عثمانى را از عواقب شكست فاحش جنگ پترواردين در سال 1716 نجات دهد كوشيد تا با اتريش و ونيز و روسيه قرارداد صلح امضاء كند . و پس از سقوط دولت صفويه ، از ترس آن كه مبادا روسها سراسر قفقاز را متصرف شوند به وساطت و دلالى سفير فرانسه در استانبول با دولت روسيه قراردادى بر اساس تقسيم ايران بست . با اين حال بايد دانست كه ابراهيم پاشا كه با فرهنگ و ادب ايران آشنايى داشت مايل به حمله به ايران نبود . ولى دخالت نظامى
اسناد ومكاتبات سياسى ايران ( از سال 1105 تا 1135 ق ) ( فارسي ) — صفحة 134
مساهمون: عبد الحسين نوائى
ص١٣٤