والى عمان دست به دزدى و راهزنى برآورده متعرض تجار اكثر طوايف خواه مسلمان و خواه نصارى ، كه تردد به ايران مىنمايند و ظاهر چنان است كه بعد از آن كه تردد تجار از ولايات آن پادشاه و الا جاه به سمت ايران مستمر شود ضرر جماعت مزبوره به تجار آن طرف نيز واقع گردد . آن پادشاه و الا جاه قبل از آن كه تجار از آن سمت شروع به آمد و شد نمايند مقرر دارند كه سپاه وافر با كشتيهاى جنگى كه مملو از اسباب قتال و جدال باشد به اين سمت آمده به تسخير مسقط و ساير محال والى مزبوره كه در ارتكاب اينگونه امور ناهنجار مستظهر به استحكام آن مواضعاند پرداخته جماعت مزبوره را دفع و رفع نمايند و بعد از آن كه به تصرف درآيد كل آن ولايت و قلاع آن جا را تسليم بندگان اين آستان عظمتشان نمايند و در آن وقت غنايمى كه از آن سرزمين به تصرف ايشان درآيد آنچه متعلق به امور قلعه - دارى و محافظت ولايت مزبور از كشتى و توپ و تفنگ و اسباب قتال و جدال و امثال آن باشند به منسوبان اين دولت عظمى بازگذاشته نقود و امتعه و اجناسى كه دخل به امور قلعهدارى و محافظت شهر و ولايت نداشته باشد متعلق به منسوبان آن پادشاه و الا جاه باشد كه اين معنى هم باعث رفع ضرر آن جماعت از قاطبهء مترددين و تجار و هم باعث ازدياد تردد تجار خيرمدار از ولايت فرنسه به اين ديار خواهد شد .
چون استادان و اهل صنعتى كه در ولايت آن پادشاه و الا جاه مىباشند مشهور و معروفاند و تفوق ايشان بر اهل صنعت ايران كه در اكثر فنون مهارت تمام دارند معلوم راى انور ماست ، آن پادشاه و الا جاه مقرر دارند كه از استادان توپساز و قنپارهساز [ 3 ] و تفنگساز و ساير اسباب جنگ و جدال و صاحبان صنايع ديگر از قبيل لندره باف و ساعتساز و سنگتراش و جماعتى كه صنايع غريبه از ايشان متمشى مىشود چند نفر به درگاه معلى فرستند كه درين ولايت به امور مزبوره قيام نمايند و چون در حوالى تختگاه پادشاهى رودى موسوم به آب كورنگ هست [ 4 ] كه درين وقت خاطر مبارك به آوردن آن به دار السلطنهء همايون متعلق گرديده و كوهى مانع و بريدن آن و آوردن آب مزبور دشوار است ، اگر در آن مملكت استادان به همرسند كه تدبيرات چند توانند نمود كه اين امر به آسانى صورت پذيرد آن پادشاه و الا جاه مقرر دارند كه چند نفر از ايشان را نيز جهت اين كار به دربار عظمت و اقتدار ارسال نمايند .
بنابر مراعات آداب دوستى و وفاق و شروط و عهودى كه خود نمودهاند از آن قرار به عمل آورده منسوبان آن دولت و الا فروگذاشتى در آن ابواب ننمايند . [ * ]
اسناد ومكاتبات سياسى ايران ( از سال 1105 تا 1135 ق ) ( فارسي ) — صفحة 98
مساهمون: عبد الحسين نوائى
ص٩٨