نامهء شاه سلطان حسين به لوئى چهاردهم
[ لوئيس پادشاه چهاردهم ] تكريمات وافيات و تفخيمات ناميات از كمال و داد و نهايت اتحاد به جانب والاى پادشاه عظيم الشان ولايت پاريس و نرمنديا و برتانيا و اكويتانيا و اسكيسيا و پيكتاويا و اكشنژيا و لموسى و بوردو وكاليا و كرانپوليس و كمپانيا و دونكرك و لنسيايا و كامبرزيس و آرتزيا و ساير ولايات ابلاغ و ارسال داشته همگى همتبلند و جملگى نهمت آسمان پيوند به ارتفاع مراتب اقبال و اجتماع اسباب جاه و جلال آن شهريار دوستى شعار مصروف و معطوف است .
بعدها بر ضمير منير خفى و ستير نماند كه كتاب شريف و رقيمهء مودت اليف كه به ارسال آن مؤكد بنيان الفت و ولاى ديرپاى قديم و مشيد بناى صدق و صفاى ديرين بقاى قويم شده بودند ، در هنگام التماع خورشيد دولت و اعتلاى لواى شوكت و انفتاح ابواب شادمانى بر رخسار آمال و امانى خديوانى به وساطت زبدة القران ميكائيل در پيشگاه عظمت و تبجيل به بهترين نمودى جلوهء ورود نموده موجب استحكام بنياد وفاق و التيام مواد اتفاق گرديد و اشعارى كه در باب تعلق خاطر دوستى ذخاير آن پادشاه بلند بارگاه به انكشاف حقايق يگانگى و ائتلاف و ارتفاع غوايل بيگانگى و اختلاف از شيوع آمد شد و وقوع تردد فى ما بين نواب همايون ما و آن خديو عدل آيين كه باعث انتفاع رعاياى جانبين و معمورى بلاد طرفين شده مشاراليه را صاحب اختيار و مكنونات ضمير منير و مخزونات خاطر خطير را رجوع به تقرير آن سفير نغز گفتار نموده بودند مقتضيات راى آفتاب ضيا را به تفصيل معرض ايستادگان پيشگاه شوكت و اعتلا ساخته مقبول راى شريف و مطبوع طبع منيف شاهنشاهى گرديد و بنابر مراعات جانب آن عالىشان امر لازم الاذعان در باب انجام آن به نفاذ پيوست و كاركنان دولت ابد اعتصام خاقانى و متصديان اشغال و مهام سلطانى قراردادها بر طبق استدعاى او در باب آمد و رفت تجار ديار فرانسه به ممالك محروسه خسروانى و ساير امور خيريت مدار منسوبان آن