تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات سياسى ايران ( از سال 1038 تا 1105 ق ) ( فارسي ) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
فحمدا له ثم حمدا له * فشكرا له ثم شكرا له
مىخواست كه مراتب دوستيى را كه مركوز خاطر مهر آگين بود از قوه به فعل آورد و يكى از معتمدان آگاه و منتسبان درگاه آسمان جاه را به رسم سفارت و طريق رسالت به خدمت آن عم قدس منزلت روانه سازد كه در اين اثنا ، خبر واقعهء هايله و حادثهء نازلهء آن شاه جم جاه جنت بارگاه از دار فنا به عالم بقا رسيد و جراحت كلفت قصهء پر غصهء اعلى حضرت جنت مكانى را تازه ساخت و خاطر حزين كه به نصايح سودمند و مواعظ ارجمند فى الجمله تسلى يافته بود به پيكار غمى و المى كه ازين حادثه روى نهاده بود پرداخت تا آن كه به امداد مژدهء جلوس ميمنت مأنوس آن عالى تبار گردون اقتدار بر سرير سلطنت آن عم بزرگوار و استقرار آن شاه جم جاه بر مقر دولت آن غفران پناه خلد آرامگاه آن لشكر غم و الم را از گرد خاطر مهرآگين دور گردانيد . كلفت به بهجت و شدت به فرح و غم به شادى و الم به راحت مبدل گشت . رجاى واثق و اميد صادق از كرم كريم على الاطلاق چنان است كه همچنان كه اين جلوس ميمنت مأنوس را بر اين نيازمند درگاه إله مبارك گردانيد ، آن جلوس همايون را بر آن كامكار نامدار مبارك گرداند و در وادى عدالت و انصاف و دورى از جور و اعتساف توفيق رفيق سازد و در باب احقاق حقوق و ايفاى عهود و عفو زلات و ترك تعصبات و تكثير خيرات و توفير مبرات و تفقد حال ضعفا و رفع احتياج فقرا و اعزاز علما و اكرام صلحا كه لشكر دعا و حافظان شريعت غرااند به احراز قصبات سبق از سابقين تأييد نمايد كه درين صورت بهرهء كامل از سلطنت و حظ وافر از دولت يافته به مؤداى و اما
ما يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الْأَرْضِ
« 1 » به طول عمر مبشر خواهند بود و به وسيلهء سلطنت اين جهان فانى دولت آن جهان باقى حاصل خواهند نمود و چون شاه جم جاه غفران پناه خلد آرامگاه را اعلى حضرت خاقانى « 2 » عرش آشيانى
هامش
( 1 ) - سورة الرعد 17 . ( 2 ) - مقصود از اعلى حضرت خاقانى عرش آشيانى اكبر پادشاه هند است كه شاه عباس را فرزند مىخواند و غرض از حضرت سكندر شوكت سليم ( جهانگير ) پسر اكبر و پادشاه هند است كه با شاه عباس به عنوان برادر مكاتبه مىكرد .