حمله برد . يوسف پاشا فرماندهء ترك با 300 كشتى به ناگاه بر كرت تاخت و روز 29 ربيع الثانى سال 1055 ه / 25 ژوئيه 1645 م به كنار جزيره رسيد و با استفاده از نرسيدن كشتيهاى كمكى ونيز قدم به جزيره نهاد . ونيزيان كه دير رسيده بودند ، به عنوان انتقام ، شهرهاى پتراس و كورون و مودون را به آتش بيداد سوختند .
پادشاه عثمانى هم ، در قبال اين كشتارهاى بىرحمانه ، فرمان قتل عام كليهء مسيحيان را صادر كرد و اگر كوشش مفتى اسعدزاده سعيد افندى نبود ، اين دستور وحشتآور به مرحلهء اجرا مىرسيد .
يوسف پاشا ، سال بعد ، قسمتهاى بيشترى از جزيره را متصرف شد و پايتخت جزيره يعنى شهر كاندى را در محاصره گرفت . ولى شورش ينى چريان و سپاهيان در پايتخت موجب شد كه در جزيرهء كرت نيز ينى چريان و سپاهيان دست از كار بكشند .
تفصيل واقعه اين بود كه سلطان ابراهيم خان قصد داشت كه در شب عروسى دختر خود با پسر صدر اعظم ، رؤساى متمرد ينى چرى را كه لحظهاى از ايجاد اختلال و تجاوز به حقوق سلطنت و تعرض به قوانين و مقررات و ضوابط كشورى باز نمىايستادند به قتل رساند . ولى رؤساى ينى چرى ازين انديشه باخبر شدند و در صدد عزل ابراهيم بر آمدند . بدين منظور در مسجد معروف به اورطه جامع گرد آمدند و مفتى عبد الرحيم افندى را با جمعى ديگر با خويش همداستان نمودند و عزل سلطان و نصب پسرش محمد را به سلطنت خواستار آمدند . روز 18 رجب 1058 / 8 اوت 1648 سلطان ابراهيم را از تخت به زير آوردند و پسرش محمد را كه هنوز هفت سال نداشت به سلطنت برداشتند . ده روز بعد ، باز ينى چريان سر به شورش بر آوردند كه شاه سخت خردسال است و پادشاهى را نشايد . همان بهتر كه بار ديگر سلطان ابراهيم پادشاه شود . اما درين ميان ، سرداران ينى چريان و جمعى از امناى دولت كه دست در عزل سلطان داشتند بر جان خود بيمناك شدند كه مبادا سلطان به قتل آنان فرمان دهد . ازين روى در قتل او هم پيمان شدند و به همراه قره على جلاد وارد سراى سلطنت گرديدند و سلطان ابراهيم را خفه كردند ( 28 رجب 1058 / 18 اوت 1648 م )
مدت سلطنت ابراهيم هشت سال و نه ماه بود و عمرش سى و سه سال و نه ماه و شانزده روز .
اسناد ومكاتبات سياسى ايران ( از سال 1038 تا 1105 ق ) ( فارسي ) — صفحة 44
مساهمون: عبد الحسين نوائى
ص٤٤