« وى شخصيت بسيار هوشمند و عاقل و فوق العاده متفكر و مدبر كامل العيارى است . سختگيرى او نسبت به مسيحيان بيشتر ناشى از عقايد مذهبى اوست . اگر چه بايد ياد آور شويم كه ايرانيان كلا او را دوست ندارند . چون اين صدر اعظم از هزينههاى تجمل آميز شاه و مخارج مسرفانهء او جلوگيرى مىكند و نمىگذارد كه شاه مانند اسلاف خود خزاين و دفاين كشور را بيهوده به باد دهد . شيخعلى خان پنجاه و پنج سال دارد . قد و قامت وى فوق العاده متناسب و رشيد و شايان توجه است . صورت و سيمايش نيز جلوهء بسيار خوب و خوشى دارد . قيافهء اين صدر اعظم از حيث برازندگى عديم النظير به نظر مىرسد . »
باز شاردن در همين جلد پنجم كتاب خود مىنويسد :
« از قرار معلوم مىخواستند صدر اعظم را دوباره به مقام خود بازگردانند .
اين نكته براى من خيلى خطرناك و نامبارك بود . زيرا شيخعلى خان نسبت به مسيحيان و اروپائيان دشمنى فراوان داشت و فساد پذير هم نبود . به طورى كه زير بار هيچگونه توصيه و تحفه و هديه و رشوهاى نمىرفت . اين صدر اعظم در دورهء صدارت خويش جز افزايش ثروت كشور و قدرت ولى نعمت خويش منظورى نداشت .
من از آن مىترسيدم كه مانع خريد جواهراتى شود كه حسب الامر صريح شاه سابق ( شاه عباس ثانى ) و درست مطابق طرحهاى دست مبارك خود ايشان ، تهيه كرده به ايران آورده بودم ! » .
با اين اوصاف به نظر مىآيد كه ضرب المثل شاه مىبخشد و شيخعلى - خان نمىبخشد مربوط به همين وزير باشد و شاردن هم به همين جهت ، بازگشت صدراعظم را به خدمت خطرناك و نامبارك مىدانسته كه به منافع او امكان داشت لطمه وارد آيد . و اروپائيان هم نوعا چنين افراد درست و صديق و فساد ناپذير را كه انديشهاى جز حفظ منافع كشور و ملت خود ندارند نمىپسندند !
با اين حال ، مىتوان بر شيخعلى خان خرده گرفت كه چرا مانع از اتصال آب كارون و زاينده رود شده است . توضيح آن كه به علت كمى آب زاينده رود براى آبيارى دشت وسيع اصفهان ، شاه عباس قصد داشت كه آب كارون را به زاينده رود متصل كند . زيرا سرچشمهء كارون و زاينده رود بسيار به يكديگر نزديك است . اما شاه عباس به اين كار توفيق نيافت . زيرا وسائل لازم براى تركاندن كوه نداشت .
در زمان شاه سليمان ، ژنه مهندس فرانسوى براى اتصال اين دو رودخانه اقدام كرده
اسناد ومكاتبات سياسى ايران ( از سال 1038 تا 1105 ق ) ( فارسي ) — صفحة 246
مساهمون: عبد الحسين نوائى
ص٢٤٦