نامه به والى بيجاپور
تا گلهاى عنبر شميم حدايق و داد و رياحين مودت نسيم بساتين الفت و اتحاد در بهارستان يكجهتى و التيام رايحه بخش مشام دوستان است شاخسار بخت بلند و نهال گلبن دولت ارجمند حضرت سلطنت و جلالت پناه ، ابهت و نصفت دستگاه ، شهامت و بسالت انتباه ، عالى جاه ، نقاوهء دودمان سلاطين كامكار ، خلاصهء خاندان خواقين نامدار ، مزين سرير سلطنت و جهانبانى ، جالس اورنگ ابهت و كامرانى ، المختص بعواطف الملك الاله ، ادام الله اقباله و هيأله مايتمناه در گلشن سلطنت و فرماندهى از شكفتن گلهاى كامرانى و اقبال خرم و خندان و از رشحات زلال تاييدات و عنايات الهى طراوتپذير جاودان باد .
بعد از طى طريق اظهار محبت بىپايان ، بر لوح ابلاغ جلوهء نگارش مىيابد كه بر اوراق شهور و اعوام و صفحات ليالى و ايام مثبت و مرقوم است كه آباى عظام عالى مقام آن نقاوهء دودمان عز و علا و سلاطين سابقهء ممالك دكن غفر الله لهم از طريق انيق ديندارى و كمال حسن عقيدت و اخلاص به شرف والاى عقده گشاى خاندان ولايت و امامت همواره دست توسل و اعتصام به اذيال فيروزى اشتمال دولت و اقبال ابدى الاتصال اين دودمان و الا كه در حقيقت موجب برترى و علوشان و ملجأ و اميدگاه اعاظم سلاطين و الا مكان است استوار ساخته به زلال حمايت و رعايت اولياى دولت ابد قرين در گلشن سلطنت و فرماندهى گلچين مراد و به مساعدت همت عالى نهمت منسوبان اين آستان خلافت مكان مطلب روا و كامياب بوده اساس مصادقت و موافقت هر يك از آن مسافران عالم قدس به دوام خلوص عقيدت و اخلاصمندى محكم و بنيان مودتشان به انتظام اسباب آميزش و التيام دائمى مشيد و مستحكم مىبوده همچنين فى ما بين اين دو سلسلهء رفيعه نيز شيوهء شايستهء وفاق و طريق يكجهتى و حسن اتفاق