فرستادهء والى هندوستان شده بود و طالب وفاق و اتفاق از آن يگانهء آفاق شده و بنا بر پاسدارى عهود و دوستى دوستان بىنيل مأمول راجع گرديده مشاهدهء ديدهء دريافت و الا خواهد بود كه جزو اخير علت تامهء استرداد ملك دار القرار قندهار ، سلوك آن تيره روزگار بدكردار با مستغرق بحار رحمت حضرت آفريدگار ، اعنى سرچشمهء مجدد برترى آن منظور نظر الطاف كردگار بود كه بعد از وقوع دوستى فى ما بين خاندان عظيم الشان و الا مكان و اين نيازمند درگاه بىنياز كه رياض دلگشاى ايران را از فيض قدوم رشك گلشن جنان ساختند ، جبر نقصان آن خان والاشان مينو مكان بر اين امر سلسله جنبان گرديد و بعد از انتزاع آن ملك متنزهة الارباع سررشتهء آمد و شد و زد و خورد - چنانچه فى ما بين نور و ظلمت و شب و روز قايم است - تا غايت كشيد و حالا كه آن گم كرده راه تدابير انديشه را تباه و دست اميد را از چارهء خود كوتاه ديده كردههاى ناهنجار خود را نسبت به اين دودمان و الا تبار بر كنار گذاشته و آنچه در اوان سياه مستى اقتدار و بىخبرى كرده بود نسيا منسيا انگاشته در گشايش باب به گل برآوردهء دوستى ادعائى مىكوشد و فروغ افعال خود را كه مانند آتش در شب نمايان است به پردهء تزوير مىپوشد . در ديدهء خرد خرده بين بديع و بعيد مىنمايد كه منهل دوستى با وجود شوريدگى چنان ، ديگر باره صاف و طبع والاى تجربه اندوزى به فحواى حديث لا يلدغ المومن من حجر واحد مرتين فريفتهء لاف و گزاف تواند شد .
اموال مرحوم بندگى پلنگتوش « 1 » كه زبان خامه به استرجاى آن گويا شده بود ، مصحوب ملازمان آن سفر گزين ملك بقا من حيث لا يسدشى من الاشياء ارسال شد و چون يكى از اداى حقوق حضرت يزدان و خدمات بىكران بندگان ايراث مواريث به اولاد ايشان است ، يقين كه اموال مزبور كما فرض الله به ورثهء مرحوم مزبور داده خواهد شد .
پيوسته مركب كام و سمند حصول مرام خوش عنان در مضمار بىانتهاى عمر دوام در جولان باشد . « 2 »
هامش
( 1 ) - تصحيح قياسى . نسخه : تلنكوش
( 2 ) منشآت محمد طاهر وحيد