تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 713

مساهمون:

ص٧١٣
زمان فايض الاحسان كه حكم قدر
« وَ مَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ »
« 1 » بعنوان
« إِنْ تَسْتَفْتِحُوا فَقَدْ جاءَكُمُ الْفَتْحُ »
« 2 » معنون شده و درج جواهر
« لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِ اللَّهِ »
« 3 » به سمت نقش نگين
« وَ لَقَدْ جاءَكَ مِنْ نَبَإِ الْمُرْسَلِينَ »
« 4 » مختوم شده هيچ آفريده را مجال تمنى مشاهدهء جمال محبوبان تتق غيب كه در ستر عزت محتجبند بىجواز حجاب و فاميسر نيست و هيچكس را آرزوى [ لقاى ] كمال مختفيان زاويهء امن كه در صدر حرمت ممكنند بىرخصت بواب قدر مقررنه . اكنون چون رشحات سحاب معدلت ما را سبب سرسبزى عالم وجود ساخته و قطرات غمام مرحمت ما موجب نشو و نماى خرمى جهان ظهور گشته ، به حكم بالعدل يدوم الملك استحكام قواعد بنيان سپهر ارتفاع از خلل مصون و محروس مىداريم .
ز سنگ حادثه برج سپهر را چه خلل * ز باد نائبه شمع ستاره را چه زيان
و وثوق كلى بمضمون بالشكر تدوم النعم حاصل است كه يوما فيوما ببركات آن موهبت و ميامن آن عطيت شموع دولت و بختيارى و شموس عظمت و كامكارى تابنده‌تر و پاينده‌تر گردد . چه استعداد عروج بر معارج جهاندارى و صعود بر - مراتب فرمانگذارى آن دولتمندى را حاصل است كه بزيور صدق و صفا متحلى باشد و از شائبهء كذب و ريا متخلى و عالميان كه جواهر درياى فطرت و ظواهر گلشن قدرتند بمقتضاى السلطان ظل اللّه [ در سايهء مرحمت عميم ] از آفتاب شدائد در سايهء مكرمت كريم او از صرصر حوادث پناه و گريزگاه توانند يافت و درين وقت كه از جانب آن برادر امجد ارشد در ترفيع قصر يك جهتى خبر صدق
« وَ إِذْ يَرْفَعُ إِبْراهِيمُ الْقَواعِدَ مِنَ الْبَيْتِ »
از السنهء اصحاب اخبار معتبر الاخبار كه در مرآت ضمير ايشان جز نقش صدق و صورت حق مرتسم نمىتواند شد بمسامع عليهء ما رسيد و بشهادت
هامش
( 1 ) - سورة آل عمران 126 ( 2 ) - سورة الانفال 19 ( 3 ) - سورة الانعام 35 ( 4 ) - ايضا 35