مصالحه نامهء سلطان ابو سعيد ميرزا با سلطان ابراهيم ميرزا
پس از مرك بابر در 861 شاهزادگان تيمورى سخت بجان يكديگر افتادند . از آن ميان يكى ابراهيم ميرزا پسر علاء الدوله ( بن بايسنغر بن شاهرخ ) بود كه از زندان بابر گريخت و ادعاى سلطنت نمود و ديگرى محمود ميرزا پسر بابر بود . اين دو شاهزاده با يكديگر بر سر ايالت گرگان در جنگ و جدال بودند كه جهان شاه تركمان از اغتشاش اوضاع استفاده نمود و بگرگان هجوم برد . شاهزادگان پرخاشجوى بىكفايت گرگان را بدشمن باز گذاشتند و ابراهيم ميرزا به هرات رفت و چون جهانشاه متوجه هرات گرديد ، ابراهيم ميرزا دست توسل بدامان ابو سعيد ميرزا كه در آن هنگام بر ماوراء النهر مستولى شده بود زد و فىمابين پيمان نامهاى نوشته شد كه اينك بدرج آن مبادرت مىشود :
انه عليم بذات الصدور « 1 »
سلطان ابو سعيد گوركان [ سوزميز ]
فرزند اعز امجد جوان بخت كامكار ، منظور نظر حضرت آفريدگار ، نور حدقة الأمارة ، قرة عيون السلطنة ، المختص بعناية الملك الكريم ، معز السلطنة و الدين سلطان ابراهيم بهادر طول اللّه تعالى فى دوام سعادته و عمره بوفور اخوت و و داد و شمول محبت و اتحاد مخصوص دانسته بداند كه عقود عهود ارباب عزيمت و ثبات را مرور شهور و اعوام انحلال نتواند داد و اركان ايمان اصحاب وقار و وفا را دست ايام واهى نيارد ساخت . از آن ساعت شامل الفيوضات كه منشور
« وَ لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »
« 2 » بشرف توقيع
« وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ »
« 3 » مهر اختتام يافته و از آن
هامش
( 1 ) - سوره آل عمران 119
( 2 ) - سورة الفتح 14
( 3 ) - سورة المائده 44