گشت و بخاطر رسيد كه هر چند فروغ و داد ايشان چون سراج و هاج خالى از ظلمت زدائى و نور افزائى نيست ، لكن چراغ پيش آفتاب نمودى ندارد و طائفهء باغيهء قزلباشيه خذلهم اللّه اگر چه شعلهاى آتشين از كلاه سرخ نكبت اندود بگيتى در انداخته و چون مجوسيان روز بادكان ( ؟ ) آتش پارهها را فرافرق سر برداشته و از پيچش فوطهاى كبود جهان پردود ساخته و چون ميل آتشين از آن سرزمين نمايان شده . « 1 »
دمى كو كشد لشكر آن نامور * بتيغى زند گردن تاجور
يقين است كه منارهء بلند در پيش كوه الوند پست نمايد و چون كار از مواعظ گذشته و موقوف بتوفيق الهى مانده ، مأمول است كه على الدوام با غيرت تام كوشيده و قوت بازو را روى اقدام به حركت درآورده با جميع فرق ناجيه اتفاق فرموده و تبرّا از خويشتن دارى كنان ، متوكلا على اللّه الملك المنان ، عزم جزم بر قلع و قمع آن طايفهء باغيه و دفع و رفع گروه مكروه ضاله گماشته . پيش از آن كه شرار فتنه بالا گيرد بانطفا در كوشند و باشد كه بتوفيق اللّه به خاك سياه پايمال ساخته ، نام و نشان آن ملاعين را از صفحهء جهان بزدايند و عالميان را ، باخبار مسّرت آثار فتح و فيروزى ، شاد و خرم گردانند و همت بىهمتاى همايون ما را مبذول و مصروف شمرده خلاف آن تصور ننمايند و جمهور و سادات و علما و مشايخ و صلحا و كافهء رعايا و براياى ممالك محروسه را بوظائف دعاگوئى دولت جانبين مشغول دانسته طريقهء يك جهتى و اخلاص را مسلوك و سبيل مراسلات و مكاتبات را مكشوف
هامش
( 1 ) - طبق نوشتهء اسكندر بيك منشى در عالم آرا ، سلطان حيدر ، در عالم خواب ، مأمور شده بود كه ( ( تاج دوازده ترك كه علامت اثنى عشريت است از سقرلاط قرمز ترتيب داده تارك اتباع خود را به آن افسر بيارايد . سلطان . . . طاقيهء تركمانى را كه متعارف آن زمان بود بتاج وهاج دوازده ترك حيدرى تبديل نمود بدين جهت آن طبقه جلى الشأن بقزلباش اشتهار يافتند . ) )