تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 685

مساهمون:

ص٦٨٥

نامهء سلطان بايزيد به نور على بك و سائر امراء آق قيونلو

جناب امارت مآب ايالت نصاب دولت قباب عزت اياب ، ركنا للدولة و الحكومة و العز و الاقبال ، نور على بك ادام اللّه اقباله و سائر امراء نامدار بايندريه و حكام و وزراء ذوى الأقتدار ايرانية و اكابر و اهالى آن ديار و مشايخ و سادات عالى مقدار و علماء انام و قضاة اسلام و رعايا و برايا و اغنيا و فقرا و الوسات و احشام و كافهء انام احسن اللّه اعمالهم و يسّر بالخير آمالهم بدانند كه درين وقت بنا بر عرضه داشت و عهد نامهء مرغوب ايشان كه بآستانهء دولت آشيانهء ما فرستاده بودند و تضرع نامهء ديگر كه به خدمت فرزند اعز اكرم دولتيار سلطنت آثار ، سلطان احمد بايندرى ، حفظه اللّه و ادامه بالدولة السّرمدية ايصال كرده ، شاهين طبع او را كه هميشه بصيد هماى تخت و تاج پرواز مىكند ، بطعمهء سلطنت فريبانيده و عرصهء دولت را بگوى ربائى چوگان تيغ قهرمانش احاله كرده و بخت رستمى « 1 » را از مخالفت ملت احمدى « 2 » برگشته طور دانسته ، همين بآمدن شهزادهء مزبور موقوف بودن را تصريح كرده رسيد و همگنان را از آن تسلّى خاطر و انشراح قلب بوجه اتم و انسب حاصل گشته شرف نهضت و توجه متبركه به آن صوب صواب‌نما منعطف و منصرف نمودند . بايد كه از روى اتفاق ، چنانچه در مبدأ حال درين مهم خطير شروع كرده بودند ، باز به همان دستور ، سر از گريبان يك جهتى برآورده و پاى در ركاب همت نهاده روى بميدان ارادت گذاشته با تيغ بران و سنان جان ستان عزم خصم كرده نوعى نمايند كه بعناية اللّه و توفيقه تير مقصود او بهدف مأمول در رسيده و بتحسين اعط القوس باريها سرافراز گشته تقصيرى در كار و قصورى در كارزار واقع نشود و
هامش
( 1 ) - اشاره برستم ميرزا ( 2 ) - اشاره به احمد ميرزا پسر اغورلو محمد