و درين فرصت نوبت خانيت و رتبت ايلخانيت بجانب شريفش رسيده و تا غايت حكم كسى از سلاطين به آن دودمان نرسيده ، از سر طوع و رغبت [ نى « 1 » از روى تكلف ] [ زينت بجانب خانيت را بربقهء اطاعت « 2 » و متابعت اين دولت مزين و آراسته شود ] بر موجب اشارت عليه با لشكر جرار قريب پنجاه هزار در ظاهر آق كرمان بعسكر نصرت رهبر ملحق شد و هم در آن ولا از حسن اتفاق « 3 » ، كه بصدق عبوديت و وفاق و رقيت افلاق موسوم و در سلك [ گزارندگان « 4 » ] خراج مرقوم است ، با قريب بيست هزار مرد پريراق ، بلشكرگاه ظفرپناه حاضر گشتند ،
سپاهى ز تركان بيامد گزين * همه تيغداران خاور زمين
ز خاور بجستند تا باختر * تو گوئى كه گيتى برآورده پر
وز افلاقيان گشت آن دشت پر * همه گبر جانباز خونابه خور
القصة بطولها ، عساكر نصرت مآثر بامر جزم
« وَ جاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ
« 5 »
»
بجان كوشيده ، دمار از روزگار كفار اهل حصار برآوردند . چون آن ملاعين به عين - اليقين مشاهده نمودند كه قوت مدافعت و قدرت مقاومت ندارند ، هر آينه بمصدوقهء
« لا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَ لا يَهْتَدُونَ سَبِيلًا
« 6 »
»
قلعه را تسليم نمودند و صورت
« كَمْ تَرَكُوا مِنْ جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ وَ زُرُوعٍ وَ مَقامٍ كَرِيمٍ
« 7 »
»
بظهور پيوست .
روشن شده از نور هدايت افق دين * تاريكى كفران و ضلالت بسر آمد
چون حال برين منوال روى نمود ، نصرت عنان گرفته و اقبال در ركاب ، با مساعى
هامش
( 1 ) - متن : نى از روى تكليف
( 2 ) - قسمت بين دو قلاب مغشوش است
( 3 ) - اينجا مسلما يك كلمه يعنى اسم امير افلاق ( والاشى ) سقط شده
( 4 ) - متن : [ گذارسكان ]
( 5 ) - سورة الحج 77
( 6 ) - سورة النساء 100
( 7 ) - سورة الدخان 25 و 26