گردانيده ، شجرهء طيبهء وادى امن و امانى كه مثمر نتايج دولت دوستكامى حضرت سلطنت مكانى ، لازال جنابه مويدا بالتأييد السبحانى و التوفيق الصمدانى ، خواهد بود ، در سرابستان آباد دل و حدايق ذات بهجت خاطر بنوعى از زلال اخلاص و سلسال اختصاص خرم و سيرآب است كه يوما فيوما از آن گلبن [ اقبال ؟ ] كه فوايح روايحش دماغ خلوص را معطر دارد ، شگفتن گيرد و خار ادبار كه خراشندهء صدور اعادى دين و معاندان اهل يقين است ، در قلوب ارباب عناد نهفتن پذيرد . لاجرم كمال محبت و انبساط و غايت مودت و ارتباط كه از فرط مصادقت و موالات و محض موافقت و مؤاخات انبعاث يافته باشد ، چنان اقتضا مىنمايد كه هر كوكبى كه در مجامع احوال سعادت مآل لايح گردد ، عيون اعيان و قلوب اركان مجالس عز و اجلال از آن منور و مسرور شود ؛ بنابراين ، اعلام نصرت انجام آنكه درين ولا بمسامع عليه رسانيدند كه منبع كفر و طغيان كافر طاغى كه معروف است بقره بغدان قدم در جادهء بغى و فساد نهاده و حبل متين خدمتگارى را از گردن انقياد و خراج - گزارى گشاده . آتش غضب از كانون حميت زبانه زدن گرفت . از غايت علو اهتمام باعلام اعلام دين سيد الانام عليه السلام بمقتضاى
« إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلى آثارِهِمْ مُقْتَدُونَ
« 1 »
»
عنان عزيمت فتح انجام به قصد استفتاح ديار آن نابكار و توسيع ممالك اسلام انعطاف داده فرمان قضا جريان
« قاتِلُوا الَّذِينَ يَلُونَكُمْ مِنَ الْكُفَّارِ وَ لْيَجِدُوا فِيكُمْ غِلْظَةً
« 2 »
»
بعساكر ظفر مآثر كه در آن حدودند بنفاذ پيوست كه از اطراف و جوانب سواران مسلح و مكمل و پيادگان جلد پر دل چون قلزم متلاطم و چون ابر متراكم ، بر مثال تند بادى كه
« إِعْصارٌ فِيهِ نارٌ »
« 3 » صفت اوست ، از مهب صرصر قهر آتشبار انتقام آثار مسارعت نمودند و بعد از قطع منازل يك ماهه مراحل ، بساحل
هامش
( 1 ) - سورة الزخرف 22
( 2 ) - سورة التوبة 124
( 3 ) - سورة البقرة 268