سر بعيوق كشيده ، محافظانش گروهى انبوه در باب بهادرى جانباز و در طريق دلاورى سرانداز . همه مستعد قتال و جدال بطغيان و خونخوارگى بىهمال . هر آينه لشكر ظفرفرماى
گروهى همه پر دل و پهلوان * مخالف شكار و ممالك ستان
كه با كثرت عدد و عدة بوعدهء
« إِنَّ جُنْدَنا لَهُمُ الْغالِبُونَ
« 1 »
»
موعود بودند ، چون سيل العرم كه از شوامخ اطواد بتجاويف وهاد منحدر گردد ، در حوالى آن قلعه نزول نمودند . ما نيز بنفس نفيس هر روز سوار و بر جادهء حد استوا شواطى و حامات و خندق حصار را باقدام ظفر آثار پيموده و به نظر تأمل مداخل و مخارج آن را احتياط كرده ، بهادران سعادت قران را بر تخريب و تسخير آن حصار تجربه مىفرموديم و آن دلاوران روزگار بضرب توپهاى آتشبار صاعقه كردار فصيل حصار را مصدوقهء
« جَعَلْنا عالِيَها
« 2 »
»
نموده . سرها كه نمايان از بدنهء بارو بود برجم صواعق از بدن مىربودند و اهل حصار در مقام حنار « 3 » ( ؟ ) بارسال احجار آدم خوار اشتعال نيران محاربه و جدال مىنمودند .
آن را كه خدا نگاه دارد * گر سنگ از آسمان ببارد
حاشا كه به او رسد گزندى * وا پس نشود ز ناپسندى
در اثناء انتظام اين مهام و ترتيب اين مرام ، جناب جلالت مآب خان اعظم ، نتيجة الخواقين فى العالم ، منگلى گراى « 4 » خان كه از اولاد پادشاه جهانگشاى چنگيز خان است
هامش
( 1 ) - سورة الصافات 173
( 2 ) - سورة هود 84
( 3 ) - خفار ؟
( 4 ) - يعنى منگلىگراى اول كه يك بار از 873 هجرى ( 1649 ميلادى ) تا 878 ه / 1474 م و بار ديگر از 883 / 1478 تا 921 / 1515 سلطنت كرد . وى از خانان قرم ( شبه جزيرهء كريمه ) و از سلالهء جوجى بن چنگيز بود . اولين فرد اين خاندان حاجى گراى خاندان بود كه در سال 823 / 1420 بحكومت رسيد و آخرين نفر شاهين گراى خان كه در سال 1783 ميلادى بدولت روسيه تسليم شد .