شصت بار صد هزار آقچه باشد تعيين رفته كه بخزانهء عامره و اصل گردانند . اكنون « 1 » به صورت پيشكش تحف و تبركاتى بدرگاه گيتى پناه فرستاده بودند ، به مبلغ چهارصد و پنجاه هزار تبريزى حساب كرده شد ، بنا بر التماس آن جناب ، يك فرزندش را ، امير زاده زينل ميرزا ، رأفت و مرحمت فرموده ، رخصت توجه داديم .
مقرر آنكه به زودى برود و تتمهء مبلغ مذكور را گه پنجاه و پنج بار صد هزار آقچهء تبريزى است ، سرانجام نموده و اصل خزانهء عامره گردانند تا ديگران نيز مرخص شوند و اگر چنانچه در تحصيل وجه مذكور توقفى روى نمايد ، بايد كه مشار اليه را بسدهء گردون رفعت باز فرستند كه تحف مذكوره بعينها يا قيمت آنها فرستاده شود و اگر بعد از مدتى كه با فرستادهء آن جناب عفت قباب معهود شده ، وجه مذكور نرسد ، يا مشار اليه باز نيايد ، يقين دانند كه به برادران او درين جانب ضرر ميرسد .
درين باب آنچه مقتضاى مروت پادشاهى است ، با حفظ ناموس سلطنت ، مرعى شده مادانند و از جملهء تبركات كتب كه فرستاده بودند ، اكثر درين طرف متداول است و كمياب نيست ؛ از كتب غريبه و تبركات بديعه مثل رقعات و غيره را طالب باشند كه مطلوب است .
ديگر احوال يوسف بك و عمر بك بر همين منوال است كه مذكور گشت .
جهت يوسف بك دويست تومان تبريزى و جهت عمر بك ، يكصد و پنجاه تومان تبريزى مقرر است ، بيقصور و انكسار ، تا معلوم باشد . چون مقصود مبسوط شد بساط انبساط مبسوط گشت . سالها در پردهء عصمت بماناد ،
تحريرا فى يوم العاشر من شهر شوال سنة ثمانين و ثمانمائة « 2 » .
هامش
( 1 ) - ظاهرا : آنچه
( 2 ) منشآت فريدون بيك ، جلد اول 288 - 287