تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 589

مساهمون:

ص٥٨٩

جواب

بجناب عصمت مآب عفت اياب خاتون عظمى و بانوى كبرى ، صاحبة العصمة و الطهارات ، ذات الطاعات و السعادات ، المعتصمة بالطاف الملك الرحمن ، رقيه سلطان ، دامت فى سرادقات العز و الجلال باستحصال الامانى و استكمال الآمال ، تسليمات طيبة النسمات كه از مهب ان لربكم فى ايام دهركم نفحات انبعاث يافته باشد ، از فرط شفقت و كمال اعتناء ابلاغ داشته ، اعلام مىرود كه مكتوب شريف كه بعتبهء عليه سمت ارسال يافته بود ، مشتمل بر التماس و استدعاء اطلاق فرزندان ارجمندش ، بشرف عرض و عز اصغاء مقرون گشت . حال آنكه قبل ازين ما فى الضمير كه در وضوح حقيقت مانند بدر منير است ، اعلام آن جناب عصمت مآب و عفت پناه رفته بود . خلاصهء كلام آنكه ايشان را از قيد تقيد مجانا خلاص دادن و خلعت رخصت ارزانى داشتن ، خصوصا كه متكفل دعاء خير آن خاتون آخرت تواند بود ، نسبت بمراحم پادشاهانه سمت تيسر دارد . اما چون احتمال هست كه بمحامل آخر محمول شود ، در امور مملكت و احوال سلطنت سلطنت ، تحمل آن از دائرهء امكان متجاوز مىنمايد . هر چند فرموده‌اند كه فى الحقيقة محمل غير از عين مرحمت و محض شفقت نخواهد بود ، اما گاه مىباشد كه صورت حقايق احوال در اقطار [ و در هر ديار « 1 » پردهء ] استتار مىماند و در بيشتر اقطاع و اكثر بقاع مادهء نفاق هم انقطاع نمىيايد . بنا بر آن ، براى هر كدام ازيشان ، بيست بار صد هزار آقچهء تبريزى كه جمله
هامش
( 1 ) - ظاهرا : [ و ديار در پردهء ]
اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 589 | عبد الحسين نوائى