پناهك خير دعالرى بركاتنده اولوب . اميد دركه باشبوغلرى اولان اوزون حسن دخى تيغ سياست غزاندن كشته و سرگشته بىگور و كفن تيه فلاكته دوشوب لاشه سى طعمهء مار و مور اوله ان شاء اللّه تعالى .
و بويژه ايله چاشنيگير باشى محمود قوللرى كوندريلوب عقبنجه ميرآخور كيوان بنده لرى بالجمله النان باش و دللرايله سم سمند سعادتمند لرينه يوزسورى بىاير شمك اوزره در باقى فرمان درگاه معلانكدر . بندهء بىريا مصطفى « 1 »
ترجمه نامه باختصار :
به خاك درگاه فتح قرين و بارگاه ظفر ضمين عرض بندهء كمترين اين است :
حالا كه بعد از ورود فرمان شريف ، مستحقدار و رسن اوزون حسن ، دمره اللهك از اقارب عقارب شعارش ابن عم او يوسف بدبخت با چند قرنداشش ( شايد برادران ؟ ) و چند بيك مشرق و با پير احمد از اولاد قرامان بىخانمان و قاسم به اين سوى قيصريه عبور كردند . اين بنده غافل نبوده با لشكر ظفر اثر حاضر متوجه مدافعه شدم . بيگلربيگى اناطولى ، لالام گدك احمد پاشا ، در يمين سپاه و بيگلربيگى روم محمد پاشا در يسار سپاه قرار گرفتند . روز شنبه 14 ربيع الاول مصادمه در صف واقع شد . از چاشتگاه تا عصر جنگ و جدال و حرب و قتال دوام داشت . بعد از ظهر آفتاب بخت دشمن بغروب گرائيد و سردار سربدارى يوسف و برادران او زينل و عمر و مظفر و ساير امراى او محمد باقر و نامداران جز او به خاك مذلت افتادند و سرهاشان بريده شد و از مقولهء خسر الدنيا و الآخرة گرديدند و بقية السيف كه از وادى مخوف گريزان شدند ، اكثرا نتوانستند سر از تيه مهلكه خلاص كنند و هلاك شدند ، فقطع دابر القوم الذين ظلموا و الحمد للّه رب العالمين و اين جمله فتوحات بر اثر بركات دعاى خير پادشاه سعادتمند حاصل شده است . اميد است كه سرورشان اوزون حسن ديگر از تيغ سياست ما كشته و سرگشته بىگور و كفن در تيه فلاكت افتد و لاشهاش طعمهء مور و مار گردد . انشاء اللّه تعالى . همراه اين مژده چاشنيگير باشى محمود غلام شما فرستاده شد و مير آخور كيوان بندهء شما بر اثر اوست . بالجمله با دست و سر و زبان براى تقرب بسم سمند سعادتمند شما ميكوشيم . باقى فرمان درگاه معلاى شماست . بندهء بيريا مصطفى .
هامش
( 1 ) فريدون بيك جلد اول ص 280 - 279 .