تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 579

مساهمون:

ص٥٧٩
تقدست اسماؤه بن قولنى سبب قيلوب سنك ظلمكى مظلوملر اوزرندن گوتورم و نام و نشانكى ناپديد قيلم . بالجمله تطويل كلام لازم دكلدر مثال ميمونمه جواب گوندره سن و السلام على من ارادنى بالخير و الحمد للّه الوهاب النصرة على خير الخلق و عظيم - الخلق محمد و آله و صحبه اجمعين الى يوم الدين « 1 » . ترجمهء نامه باختصار ( ( . . . اين بندهء حضرت شأن كه والى البلاد . . . محمد بن بايزيد خانم ، بتوكه سردار عجم . . حسن خان هستى ، در فرمان شريف خود چنين امر فرمودند كه بدانى و آگاه باشى مرد را مغرور دولت شدن و از حد خود تجاور كردن و حركات بىانصافانه نمودن علامت انتقال دولت و امارت زوال مملكت است . پس اين وساوس شيطانى را كه در دماغت مقر گزيده با استنشاق ماء انابت زائل كن و امام عقل را پيشواى خود گردان . زيرا كه مملكت ما دار الاسلام است چراغ دولت ما اباعن جد از روغن دل اهل كفر روشن است . اگر قصد سوء نسبت باهل اسلام دارى ، از اعداى دولت و شريعت هستى و آنان كه متابعت و معاونت تو مىكنند نيز از آن جمله‌اند : پس براى آن قمع آن طايفه اسب ما نزديك و شمشير ما تيز شده است . نگوئى ندانستم و غافل بودم . حاجتى هم نيست كه تو اينجا بيائى . در شوال مبارك ، بدستور فتاح ذو المنن ، با لشكر منصور بقلعهء قره حصار رو مىآورم به اين قصد كه قهار جبابره اين بندهء خود را سبب قرار داده كه ظلم ترا از روى مظلومان بردارم و نام و نشانت را ناپديد كنم . بالجمله تطويل كلام لازم نيست . جواب فرمان ميمونم را بفرست و السلام على . .
هامش
( 1 ) - فريدون بيك جلد اول 276 - 278 .
اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 579 | عبد الحسين نوائى