نامهء غرورآميز اوزون حسن بسلطان محمد خان ثانى پادشاه عثمانى
جناب امارت مآب ايالت نصاب ، امير اعظم اكرم ، قدوة الامراء فى الزمان شمس الدين محمد بك ، زيد دولته ، بعد از سلام تام و اهتمام مالا كلام ، معلوم داند كه بيمن تأييدات حضرت سبحانى و حسن توفيقات جناب صمدانى ، عز شانه ، ابواب فتوحات جاودانى و اسباب سعادت و كامرانى بر چهرهء احوال و صفحهء آمال ما گشاده و آماده گشته ، و از مكامن غيب بميامن عنايات بلاريب ، هر دم نصرت تازه و هر لحظه فرصت بىاندازه روى مىنمايد و از جملهء مخايل اين معنى آنكه بعد از تسخير ممالك آذربايجان و عراق ، عنان عزيمت بجانب فارس معطوف فرموديم . اعادى و مخالفان كه در آنجا بودند ، از منهيان معنى
« جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ
« 1 »
»
شنيدند و اين المفر گويان جاى اقامت نديدند و صورت
« فَهَزَمُوهُمْ بِإِذْنِ اللَّهِ
« 2 »
»
بر صحايف روزگار ناپايدار ايشان نقش بست و غبار نااميدى بر رخسار نكبتشان نشست و چون بنات النعش متفرق شدند و فرزندان اعز دولتيار و امراء كبار در عقب ايلغار نمودند . اميد كه بكرم رب الارباب عن قريب اعادى دستگير دولت قاهره [ خواهند گرديد « 3 » ] و اكنون بفيض الهى تمامى مملكت خوزستان و فارس ، [ كه ] از ايادى شياطن خناس انتزاع نمودند ، در دست اقتدار نواب كامكار استقرار دارد و دار الملك شيراز مقر سرير سلطنت و مسند خلافت شد ، و از جانب پادشاه اعظم ،
هامش
( 1 ) - سورة الاسراء 83
( 2 ) - سورة البقرة 252
( 3 ) - متن : خواهد گردانيد .