و اصناف طرف تسليمات متكاثرهء ثريا نشان ، كه از اشعهء انوارش چهرهء حور جنان چون قناديل زواياى عالم بالا مزهر شود ، متحف و مهدى داشته همواره متفقد احوال فرخنده فال همايون شناسند . مقاصد كامرانى و ابواب شادمانى آماده و گشاده باد بمنه و يمنه .
بعد ما بر ضمير منير فلك تنوير مبرهن و روشن است كه بمقتضاى حكمت ازليه و مبتغاى قدرت لم يزليه ، جداول مستقيمهء اشخاص مختلفه و مناهل مستديمهء افراد متنوعه ، از محيط منبسط حقيقت حق و وجود پر جود حى مطلق بر مجارى تعينات جارى و منشق گشته ، بر آينيهء عيون كرشمهاى غليان صورى و ينابيع لطيفههاى ميلان معنوى و اشكال مرغوبه نمايان شده و از حدايق حقايق مكنونات و مدارج طبايع بسايط و مركبات بر وفق يفعل اللّه ما يشاء و يحكم ما يريد نقوش مطبوعه سربرزده و از مطلع طالع همگنان تأثير آن ظهور يافته و از صبح صباح سعادت انوار رفعت آثار
« ثُمَّ جَعَلْناكُمْ خَلائِفَ فِي الْأَرْضِ
« 1 »
»
برتافته و عالميان را منور ساخته و تعارف ازلى در زمين اتحاد تخم محبت كشته و تألف لم يزلى در آسمان و داد نجوم مودت را مشعله افروز گردانيده و چون عقد پروين منتظم الاحوال و چون انظار فلكى رفيع و باقتران سعدين مسعود و فرخنده فال ساخته و فحواى
« وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ »
از ناصيهء اقبال ما مبين و آشكار شده و چنين خلعت شريف و جبهء لطيف را بقامت و الا و قد زيباى ما لايق و سزاوار ديده و افسر سعادت و سرير خلافت و تيغ و كمر شهامت و سمند دلپسند دولت ارزانى فرموده و جهان و جهانيان را محكوم حكم قضا جريان ما گردانيده
هامش
( 1 ) - سورة يونس 15