بغلات و حبوب بلاد و نواحيش روى نموده و بهيچوجه دفع و منع آن ممكن نشده و از اهل تجارب محقق و معين گشته كه در ملك لورستان عين نابع موجود است كه از آن آب به قدر كفايت چون به اطراف و اكناف نقل ميكنند ، بتعاقب آن ماء زلال طيور دافعهء متعدده مىآيند و جراد منتشر را هلاك مىكنند و بفرمان خداى عز و جل كدورتى كه از آن آفت سماوى برخسارهء زمين سر بر زمين رسيده باظفار قهر و منقار خشم درمىزدايند ، از آن سبب حاكم آن ديار ، جناب حكومت مآب ايالت نصاب ، شوكت اياب ، سعادت مناب ، معز الدولة و الدين ، ابراهيم بك كامبين ادام اللّه اقباله ، با جمهور وضيع و شريف از صغار و كبار آن ديار متفق گشته ، عمدتى السادات العظام و قدوتى الاشراف الكرام و خلاصتى اولاد الرسول و زبدتى اسباط البتول ، سيد شمس الدين و سيد نظام الدين ، ادام اللّه توفيقهما و يسر بالخير عودهما ، را كه هر يك از سالكان راه شريعت و رهروان نهج حقيقتند ، با تضرع و نياز ارضاء كرده به جهت آوردن آن آب كه سبب صلاح عالم و نظام حال نوع بنى - آدم است بدان اطراف فرستاده و ضراعت نامهاى از جانب خودشان نوشته ، منبعث نمودهاند . از براى تأكيد رعايت و تمهيد حصول مقصود ايشان از اين جانب [ ديگر « 1 » ] حسب الاستدعاء اين كتاب مستطاب مرقوم گشته ، سمت اصدار يافت ، بايد كه شهر به شهر و ناحيه بناحيه ، از هر ديار و بلاد و قلاع و بقاع و اماكن و رباط [ كه ] برسند ، رعايت جانب و تقويت ايشان از عمدهء نصرت اسلام شمرده ، در سرعت امداد ذهاب و اياب ايشان التفات و معاونت دريغ ندارند و توقع از مكارم اخلاق و مسلمانى و اشفاق همگنان آنكه به حكم اذا اتاكم كريم فاكرموه مقدم عزيزشان معزز و مكرم و موقر و محترم دارند و در مواضع مخوفه معاونت و تقويت ايشان را از مثوبات اخرويه معدود داشته ، اجتهاد دريغ نفرمايند و به ترتيب
هامش
( 1 ) - چنين است ، در متن و ظاهرا [ نيز ]