تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 425

مساهمون:

ص٤٢٥

« نامهء سلطان محمد خان ثانى بسلاطين عجم و درخواست آب چشمه‌اى كه دافع آفت ملخ بود »

سلاطين كامكار و خواقين نامدار و پادشاهان روزگار و شهنشاهان عالى مقدار و ملوك شريعت شعار و حكام معدلت مدار و امراء نصفت دثار و وزراء مكرمت آثار ، خلد اللّه تعالى سلطانهم و افاض على كافة الانام لطفهم و احسانهم ، خصوصا اماجد ذوى الالباب و اكارم عالى انساب و قضات عظام و سادات كرام و عموما ساكنان ممالك اسلام و متمكنان مغاك خاك مكنهم اللّه باحسن الاحوال و يسر لهم فى الدارين خير المآل ، بعد از تبليغ سلامى كه روايح فوايح آن دماغ خسروان را معطر كند و تمهيد پيامى كه قلوب اهل جهان را منجذب نمايد ، اعلام رأى عالى شأن آنكه ولايت يونان « 1 » كه در السنهء ناس مشهور بقرمان است و بنا بر ملاصقت آن به ممالك محروسه ، رعايت خاطر سكانش بر ذمت همت شهريارى واجب و لازم و چون استماع نموديم كه درين مدت از تقدير الهى صورت اختلال و تباهى بواسطهء ظهور ملخ
هامش
( 1 ) - چنين است در متن ولى به نظر مىآيد كه اين كلمه ( ( ليقونيه ) ) باشد يعنى صورت معربى ازLycaoniaنام يونانى ديرين اين سرزمين پيش از تسلط عثمانيان بر سراسر آناطولى ، در اين ناحيه ده امارت نشين تركمان وجود داشت كه قرامان يا قره‌مان بزرگترين آنها بود و اين نام از نام قبيلهء تركمانى گرفته شده بود كه در آن اقامت داشت . مركز اين ايالت لارنده بود كه گاهى قرمان نيز خوانده مىشد و از شهرهاى معروف آن قونيه( Iconium )پايتخت سلاجقهء آسياى صغير و مدفن جلال الدين محمد مولوى و ديگر لاذق سوخته( Laodicea Combusta )و بالاخره آنقره( Acyra )رجوع شود بكتاب ( ( اراضى خلافت شرقيه ) ) تأليف لوسترنج يا ترجمهء آن از انتشارات بنگاه نشر و ترجمهء كتاب .