مع هذا خبر ميدهند كه از اولاد [ صفوة المتصوفين « 1 » ] جوانى چهارده ساله « 2 » خروج نموده بجانب آذربايجان در آمده و بغايت شجاع و دلير است و والى شروان را دفع نموده دست در كمر « 3 » سلاطين تركمان دارد و مذهب اثنى عشر [ ى ] ظاهر ساخته .
درين بابت فكر و تأمل بسيار است و اين معنى از خوف راه زياده است و اگر درين ولا از خوف راه انديشه بخاطر رسد چگونه تواند بود ؛ چون خود مىفرمودهاند كه جهت ناامنى راهها چيزى « 4 » ترتيب يافته كه اگر ضرورتى باشد و به محل خوف رسيده شود هر يك از ملازمان چيزى همراه داشته باشند .
و ديگر آنكه چون تمادى ايام اين سفر ظاهر است و بر عمر اعتمادى نيست اگر يك نوبت ديگر ملاقات فرموده قاعدهء خير باد بتقديم رسد مىتواند بود . اما با وجود اين دو حال رضاى خاطر ايشان است و به هيچ نوع دلخواه را بر مطلوب ايشان اختيار نمىفرمائيم و با وجود آن حال ازين مقدمات كه نوشته بودند ، دغدغه نيز هست كه مبادا بخاطر اشرف غبارى برسد و تصور فرمايند كه غرض ازين سخنان منع عزيمت ايشان است . چون هميشه از روى دولتخواهى آنچه بخاطر ايشان ميرسد
هامش
( 1 ) - به نظر ميآيد كه كلمات نامهء اصلى ، در زمان صفويه كه مجموعهء ايواوغلى در آن زمان نوشته شده ، مورد تصرف نساخ قرار گرفته باشد و اقلا عنوان صفوة المتصوفين از طرف سلطان حسين سنى مذهب بعيد است . بخصوص وقتى بدانيم كه در سال 883 نهضت ضد تسننى در هرات ايجاد شد و زمزمهء تغيير خطبه و ميل بتشيع پيش آمد ، چون مردم تصور مىكردند كه سلطان حسين مايل بتشيع است . ولى سلطان حسين ميرزا ، پس از مشورت با نور الدين عبد الرحمن جامى ، شديدا ازين زمزمهها جلوگيرى كرد و سيد على واحد العين واعظ شيعى را امر داد تا از منبر پائين كشيدند و بدين ترتيب بقول صاحب مطلع السعدين ( ( حسن اعتقاد خود را بر تمام عالميان بتخصيص اعيان مملكت خراسان چون چون فروغ آفتاب تابان روشن و عيان ساخت ) ) . بعيد هم نيست كه سلطان حسين بتشيع تمايل داشته ولى حفظ سلطنت را بر امر مذهب ترجيح داده مثل هانرى چهارم كه مذهب پروتستان را رها كرده بكاتوليكى گرويده تا درهاى پاريس به روى او گشوده شود .
( 2 ) - مقصود شاه اسماعيل صفوى است كه در 892 متولد شده و در 906 در تبريز تاجگذارى كرده
( 3 ) - دست در كمر داشتن كنايه از زور آزمائى كردن و مبارزه است
( 4 ) - اينجا در متن نسخه قدرى سفيد گذاشته شده ، شايد كلمهاى نانوشته مانده