روزى حكيم ايلاقى كه مشهور است و در السنهء اهل خير بخير مذكور ، در مجلس سلطان سنجر بود . جمعى از بزرگان نقل كردند كه شيخ الاسلام احمد جام هر چيز كه در دست مبارك خود مىگيرد زر و لعل و مرواريد مىگردد . حكيم ايلاقى گفت كه ايشان را كبريت احمر و علم كيميا باشد . سلطان فرمود كه غلط كردهاى ، مرتبهء ايشان از آن قوىتر است كه تصور توان كرد و من مشاهده كردهام . حكيم ايلاقى به حضرت شيخ الاسلام نامه نوشت كه مىشنوم كه شما را علم كيمياست . ما را از آن اعلام فرماى و بر اخلاط آن دلالت كن . شيخ الاسلام در جواب نامهء ايلاقى نوشت كه بنزديك ما علم كيميا اينست كه اول يك خلط از
« نَحْنُ قَسَمْنا »
« 1 » بگير .
و دو ديگر
« قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ »
« 2 » و سه ديگر خلط
« وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ »
« 3 » و چهارم خلط
« وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ »
« 4 » و پنجم خلط
« وَ اعْتَصِمُوا بِاللَّهِ
« 5 »
هُوَ مَوْلاكُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلى وَ نِعْمَ النَّصِيرُ »
، اين پنج خلط را فراگير و در قدح
« وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا »
« 6 » به آب قناعت بياميزد و بكفچهء
« أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ »
در دهن نياز كند و دريچهء بىطمعى بر ديدار منعم فرو كشد و در بوتهء صبر باز دارد و بآيت
« وَ واعَدْنا مُوسى ثَلاثِينَ لَيْلَةً وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ »
« 7 » حسو « 8 » كند يعنى بياشامد و به آتش محبت در سويداى قلب بگدازد و بدلالت معرفت بر گيرد و بر سندان محبت نهد و بخايسك « 9 »
« نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى »
« 10 » فرو كوبد و رنگ اخلاص بر وى آميزد و به مهر توحيد از سراى ضرب بيرون آرد و در كيسهء ورع و تقوى نهد و
هامش
( 1 ) - سورة الزخرف 31
( 2 ) - سورة آل عمران 25
( 3 ) - سورة الطلاق 3
( 4 ) - سورة الطلاق 2
( 5 ) - سورة النساء 145 - 174
( 6 ) - سورة العنكبوت 69
( 7 ) - سورة الاعراف 138
( 8 ) - حسو بالفتح آشاميدن آب مرغ را و نوشيدن شوربا و جز آن اندك اندك
( 9 ) - بكسر يا و سكون سين مهمله به وزن بايست ، آلت آهنگران كه به زبان هند ، هتوره نامند و پتك خرد كه سپاهيان به جهت استوار كردن نعل ستور و كشيدن آن نگاهدارند . ( شمس اللغات 245 - 246 ) ايضا - « مطرقه بود يعنى چكوچ ، منجيك گويد : آنجا كه پتك بايد خايسك بيهده است . . . » لغت فرس اسدى چاپ اقبال صفحهء 287
( 10 ) - سورة النازعات 40