سربند « من صمت نجا » بروبند و چون اين معنى حاصل آيد ، كبريت احمر گردد و هر كجا بوى اوى رسد ، رنگ او مىگيرد و مرد چون بدين مقام رسد ، بر تخت بخت ، ملوك وار بنشيند و در خاكدان خسارت ( ؟ ) آيت جهانيان گردد و كل دنيا حجر و مدر و شجر و ثمر ، جمله او را زر سارا گردد . چنانچه به آخر كار كه ببازار برد ، بهر دينارى دين دارى و بهر نظرى اثرى آيد . آنچه از اين علم بنزديك اين دوست بود بذل كرده آمد
« لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها
« 1 »
»
. ان شاء اللّه مقصود حاصل آيد كه سخت مجرب است . اگر خللى افتد از بىيقينى افتد تا معلوم باشد
« وَ السَّلامُ عَلى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدى
« 2 »
فَلِلَّهِ الْآخِرَةُ وَ الْأُولى »
« 3 » .
اى فرزند نيكو اعتقاد بدان كه اين پايه و مرتبهء مردى است كه در مقام عزت و تمكين قباى زيباى ديباى بابهاى « الفقراء و الصبرهم جلساء » بطراز
« إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ »
« 4 » بر قد حد او دوخته باشند و بشعلهء انوار
« أَ فَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ فَهُوَ عَلى نُورٍ مِنْ رَبِّهِ
« 5 »
»
ظلمات و كدورات دنيا را از باطن او زدوده و از صف النعال « الدنيا ما شغلك عن اللّه » « 6 » بصدر صفهء ايوان كيوان « و للمجالسة اقوام آخرون » برآورده و در حريم حرم محترم « لى مع اللّه وقت » بر سرير سلطنت « من قنع بنا عمالنا نحن له و مالنا » نشانده و از خم خانهء وحدت شراب ناب
« وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً
« 7 »
»
بجام
« وَ يُسْقَوْنَ فِيها كَأْساً كانَ مِزاجُها زَنْجَبِيلًا
« 8 »
»
بر جان پاك او ريخته ، لاجرم چشم همت در مرتبهء منادمت جز بر راستكامى
او من و من او بدم ، گه من بدم ساقى گه او * بادهها رطل گران ، تا روز نوشا نوش بود
نمىداشت و بارنامهء نداى
دوش ما را ناگهانى ليلة المعراج بود * وانكه مستغنىتر از ما او بما محتاج بود
هامش
( 1 ) - سورة آل عمران 286
( 2 ) - سورة طه 49
( 3 ) - سورة النجم 25
( 4 ) - سورة البقره 149
( 5 ) - سورة الزمر 23
( 6 ) - سورة الزمر 23
( 7 ) - سورة الدهر 31
( 8 ) - سورة ايضا ، 17 در نسخه « كافورا » كه بيشتر با عبارت مسجع معين الدين مىخواند . ولى به نظر مىآيد كه آيهء فوق را با آيهء :« إِنَّ الْأَبْرارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كانَ مِزاجُها كافُوراً »خلط كرده باشد .